دانلود رمان نوازشم کن

55,000 تومان

سال‌های جوانی فیاض، با تجربه‌های آلوده‌ای که یک زن افسونگر به او تحمیل کرد، تباه شد. این خاطرات تلخ در روانش چنان ریشه دواندند که نفرتی عمیق از زنان در وجودش شکل گرفت. اکنون که دختر همان زن سر راهش سبز شده، فیاض فرصت را غنیمت می‌شمارد تا زخم‌های کهنه‌اش را به شکلی تلخ بازپس دهد.

توضیحات

دانلود رمان نوازشم کن نوشته نویسنده مریم پیروند pdf بدون سانسور

عنوان اثر: نوازشم کن

پدید آورنده: مریم پیروند

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1250

معرفی رمان نوازشم کن

سال‌های جوانی فیاض، با تجربه‌های آلوده‌ای که یک زن افسونگر به او تحمیل کرد، تباه شد. این خاطرات تلخ در روانش چنان ریشه دواندند که نفرتی عمیق از زنان در وجودش شکل گرفت. اکنون که دختر همان زن سر راهش سبز شده، فیاض فرصت را غنیمت می‌شمارد تا زخم‌های کهنه‌اش را به شکلی تلخ بازپس دهد.

بخشی از رمان نوازشم کن

من میدونستم کیه ولی نخواستم اسمی از فیاض بیارم از پشت شیشه به صورت زیباش خیره شدم صورتی که من هم زیباییش رو به ارث برده بودم و هر وقت درون آینه به خودم نگاه میکردم عکس های جوونی مامان برام تازه میشد.-گرچه پیر نیست با داشتن چهل و هشت سال سن و بدون کوچکترین چین و چروکی که حاصل رسیدن های مداوم به پوستش و مصرف معروفترین کرم های برند و معتبره روز به روز زیباییش چشمگیرتر میشه و از اون به زن لوند و جا افتاده ساخته-چی میگفت ؟-گفت میتونه کمکم کنه از اینجا بیام بیرون فقط لیست خسارت ها رو بهش دادم بقیه حساب کتاب کارگرارو گفتم بره از مفتخری بگیره تا بفهمم چقدر بدهی دارم. -موضوع این چک برگشتی هم شده قور بالا قوز رقم کمی نیست سهام شوکتو هم خریدم چطوری میتونم پولشو بهش برگردونم! این چند ماه بدجوری کمرم زیر قرض و قوله رفته جلوی هر نشتی و میگرفتم به نشتی دیگه در می اومد.آهش توی گوشم نشست.

-نمیدونم چیکار کنم مایا-مگه نمیگی اون وکیله گفته کمکت میکنه؟پوزخندی زد. -با اون ارقامی که بدستش میرسه رم نکنه کافیه بابام که بابامه حاضر نیست دستمو بگیره و کمکم کنه غریبه ها میخوان چیکار کنن ! وکیل شاید بتونه برام فرصت بخره پولشونو که نمیتونه جور کنه !-حالا شاید تونست. با مکث و خیره ی خیره نگاهم کرد و گفت :تو چیکار کردی مایا ؟ مگه این وکیله کیه که میخواد همچین کمک بزرگی به من بکنه ؟مشکوکانه سرش رو جلوتر کشید و دستش رو به شیشه زد.-ببینم نکنه رفتی به عمه هات چیزی گفتی یا از اونا…-عمه هام کل داریی شونو بذارن رو هم نمیتونن پول یکی از کارگرها رو جور کنن مامان غرورتم برام مهمه نمیام که آبروتو ببرم و بگم تو زندانی ! سرش رو تکون داد و با تشکر گفت : مرسی عزیزم ببخشید میدونم خیلی برات سخته که اینجام ولی چاره ای ندارم ، خودت که دیدی چقدر تهمت و لیچار بارم کردن. برای اینکه بفهمه خودش برام با ارزشه و اصلا در قید خودم و خجالتم از سابقه ی زندانی شدنش نیستم.

لبخند زدم و گفتم : من از اینکه تو زندانی خجالت نمیکشم مامان فقط نگران خودتم که اینجایی یه چند وقت تحمل کن دلم روشنه که بزودی میای بیرون. با این حرف چشماش رو ریز کرد و مظنونانه پرسید : منظورت چیه ؟ چه جوری قراره بیام بیرون ؟ کسی میخواد کمکم کنه ؟ یعنی یعنی تو از کسی خواستی که بدهیای منو پرداخت کنه ؟ نگاهم رو دزدیدم و آروم گفتم : نمیدونم قراره چی پیش بیاد.. یک آن گر گرفت و از روی صندلی بلند شد.-چی داری میگی مایا ؟ مگه بدهیای من ده میلیونه که راحت پرداخت بشن بگی بعدا بهت پس میدم؟ اون کیه که قبول کرده اینکارو بکنه؟-هیچی مامان هیچی.-میگم اون کیه که قبول کرده ؟ رفتی سراغ کی ؟نگاه گرفتم که داد زد : منو نگاه کن منو نگاه کن ! روتو برنگردون میگم اون کیه که بهش گفتی بیاد بدهیای منو صاف کنه؟ مایا با توام؟ گوشی رو نذار مایا…زنگ در رو فشار دادم شاهدخت توی اف اف گفت : بفرمایید داخل خانم. دوباره اومدیم به این خونه بلاخره باید میفهمیدم فیاض در ازای کمک به این بزرگی چی از منو مامانم میخواد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سال‌های جوانی فیاض، با تجربه‌های آلوده‌ای که یک زن افسونگر به او تحمیل کرد، تباه شد. این خاطرات تلخ در روانش چنان ریشه دواندند که نفرتی عمیق از زنان در وجودش شکل گرفت. اکنون که دختر همان زن سر راهش سبز شده، فیاض فرصت را غنیمت می‌شمارد تا زخم‌های کهنه‌اش را به شکلی تلخ بازپس دهد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: نوازشم من
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم پیروند
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1250
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!