دانلود رمان پاورقی زندگی | پریبانو

تماس بگیرید

توضیحات

 (معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پاورقی زندگی (جلد اول و دوم ) از ناولستان

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پاورقی زندگی

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پاورقی زندگی

اره.. پیش پای تو زنگ زد می خواد منو ببینه
-خب.. توچی گفتی؟
هیچی دیگه برای فردا ساعت ۱۱قرار گذاشتم
فرزین خندید:نمردیم و قرار گذاشتن مهیار وهم دیدیم
-اره بخند…. خنده هم داره کور چی گفتن به قرار گذاشتن فرزین با ناراحتی گفت: ببخش منظورم این نبود…
مهم نیست فراموشش کن
فرزین با کلافگی گفت:بابا منظورم این بود که قبلا با هیچ دختری قرار مدار نمیداشتی اما…
-باشه بابا نمی خواد اینقدر به خودت فشار بیاری، فهمیدم چی می خوای بگی به خدا اگه مجبور نبودم این قرار رو هم نمیذاشتم
فرزین وقتی حال گرفته ی دوستش را دید برای عوض کردن جو گفت:میگم بزار من جای توبرم خدارو چی دیدی شاید از من خوشش اومد
مهیار لبخند بی جانی زد و گفت: بعد از ۱۵ تا دوست دختر اینم می خوای؟
ساره..اگه زشت بود میدمش به خودت اگه خوشگل بود واسه من قبول؟
مهیار خندید:در هر صورت واسه خودت
تا رسیدن به مقصد حرف میزدن و فرزین با شوخی هایش می خواست حال دوستش را بهتر کند… ماشین را جلوی در بزرگی نگه داشت و گفت: خب داداش رسیدیم اجازه مرخصی می فرمایید؟
-کجا؟
-خونه دیگه
مهیار با دلخوری گفت: لازم نکرده ناهار و بخور بعد هر جا خواستی برو

با ان
عزیر : ۳ منها
-نه قربونت …. تو برو شب میام دنبالت مسخره بازی در نیار بیا پایین، به خدا اگه نیومدی دیگه نه من نه تو در ضمن بابام شب میاد در آغوش کشید و گفت: الهی قربونت برم….. فدای این قد و بالای رشیدت بشم (به چشمام های مهیار که دیگر نمی بیند خیره شد و دوباره گریه اش از سر گرفت و سرش را روی سینه پهن و مردانه نوه اش گذاشت) الهی قربون چشمات بشم مهیار خم شد وسر مادربزرگش را بوسید و گفت: بازم من اومدم شما گریه و زاری راه بندازید ؟بعد می گید چرا بهم سر نمی زنید… خب گریه نکن دیگه قربونت برم
عزیز سرش را بلند کرد و دستانش را دو طرف صورت مهیار گذاشت قامت بلندش را خم کرد و چند دفعه صورتش را بوسید و گفت: چه کار کنم مادر وقتی می بینمت اشکم در میاد
این حرف رازد و تازه متوجه حضور فرزین شد که نظاره گر آن دو بود… گفت:سلام عزیز خانم احوال شما؟ مارو که فراموش نکردی؟

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!