توضیحات
نگار رویاهای من، با باتلاق ترسناکی دست و پنجه نرم می کنه؛ نوجوانی! اون دلش می خواد زندگیش پر از هیجان باشه و از دوران نوجوانیش نهایت لذت رو ببره. اما نمی دونه چه طوری! همه چیز در رمان تکنیک های مخ زنی، از رفتن به اصفهان شروع میشه؛ وقتی که به کارهای پلید برادرهاش پی می بره و اون زمانه که یه جنگ شروع میشه. یه جنگ بین سه تا مدرسه که از قضا دقیقا کنار هم هستن…
اسم رمان: رمان تکنیک های مخ زنی
نویسنده این اثر: حمیده خوشبخت
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، طنز
گوشه ای از داستان رمان تکنیک های مخ زنی
جون از پاهام بیرون رفت و ناخودآگاه کنار جاده نشستم. تا چند لحظه فقط با بهت به صفحه تلفن نگاه میکردم و مغزم قفل شده بود. ما توافق کردیم، ما با اون محسن گور به گوری توافق کردیم. چرا این رو پخش کرد؟ اصلا محسن پخشش کرد؟! من احمق چرا فکر کردم قراره همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه؟
با بغض دست روی دهنم گذاشتم و خیره به صفحه گوشی داد زدم:
– لامصب هنوز پنج دقیقه نیست گذاشتت، چرا انقدر بازدید خورد؟ وای من جواب ملت رو چی بدم؟
مامان و بابا منو میکشن، از مدرسه اخراج میشم، آبروم توی محل میره… . با کشیده شدن گوشی از دستم، جیغ بلندی کشیدم. همینم مونده گوشیمو بدزدن! نگاهم روی آیوار ثابت موند.
با بهت به صفحه گوشی نگاه میکرد و من خدازده مفلوک منتظر یه کلمه از جانبش بودم تا بغضم بشکنه. من دغدغه ی آینده رو داشتم ولی آیوار کلا شوت میزد.
– نگار خاله ی ناتنی من روانپزشکه میخوای بری پیشش؟ تخفیف هم میده اتفاقا.
با بغض و حرص نفسم رو بیرون دادم و مثل آبشار نیاگارا اشک از چشمهام سرازیر شد. طلبکار به خودم اشاره کردم و با صدایی که به خاطر گریه خروسی شده بود جیغ زدم:
– منظورت اینه من روانیام؟ مریضم؟!















