توضیحات
عاشقانهای که به ثمر نمی رسه و بعد از عقد ، داماد عاشق دخترعموی عروس میشه.
سروه دختر زیبایی که به خاطر مزاحمت های وقت و بی وقت مسعود جواب مثبت به شهابی میده که ادعای عاشقی داره.
اما با بلایی که مسعود سرش میاره ورق زندگیش بر می گرده.
عنوان کتاب: جمجمه های بی مغز
نویسنده اثر: سونیا منصوری
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه، اجتماعی
بخشی جذاب از رمان جمجمه های بی مغز
قدیم هاست و نمیخواد اونجا رو بکوبه و آپارتمانش کنه. من که دلم برای اون حوض وسط حیاط میره عاشق اون سماور قدیمی و طعم چایی هاش هستم که عطر هل و دارچینش وقتی تو خونه میپیچه دلم ضعف میره چشم هایش برقی زد.
دلم تنگ شده برای خوابیدن روی ایوان فقط حیف از وقتی که آقاجون فوت کرد دیگه خوابیدن روی ایوان هم لذتش رو از دست داده. دیگر تمام راه تا رسیدن به مقصد را هر دو غرق در افکارشان سکوت سروه کردند همین که از میدان دانشجو به خیابان در که پیچیدند نگاه با لذت در اطرافش چرخید آوان که نگاه مشتاق سروه را میدید
لبخندی بر لب آورد ام. اینجا جون میده واسه ی کوه پیمایی و پیاده روی…















