توضیحات
داستان رمان عاشقتم دیوونه 1، درباره دختریه که از قشر تقریبا متوسط جامعه است و شغل پدر مادرش سرایداریه. دیانایه قصه ما دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده. اما با وجود اینکه پدرو مادرش تلاش میکنن تا اون کم و کسری در زندگیش احساس نکنه، اما دیانا دوست داره روی پای خودش بایسته…
اسم رمان: رمان عاشقتم دیوونه 1
نویسنده این اثر: حانیا بصیری
ژانر رمان: عاشقانه، طنز
گوشه ای از داستان رمان عاشقتم دیوونه 1
پیاده شدم شال قرمز دور گردنم رو مرتب کردم و مانتومو هم تکوندم. کلید انداختم و در رو باز کردم از حیاط بزرگ خونه که توش پر از دار و درخت بود و یه استخر بزرگ وسطش داشت گذشتم. به عمارت بزرگ سه طبقه ی آقای تاجیک رسیدم. ما توی این خونه سرایدار بودیم و بابا و مامانم از این خونه مراقبت می کردن.
مامانم گاهی وقتا موقعی که سیما (همسر آقای تاجیک) مهمون داشت کمک دستش بود و الانم یکی از اون مواقع بود. منم اینجا حکم شفتالو رو داشتم! بی فایده یه کنار نشستم و زخمت کشیدن مامان و بابامو تماشا می کنم. وارد سالن بزرگ خونه آقای تاجیک شدن و داد زدم: سلااام…
مامان برگشت و بهم نگاه کرد و با آرامش گفت: سلام دیانا. مگه تو این ساعت کلاس نداشتی؟ چقدر زود اومدی.
– ای وای بر من. الان که بفهمه.
منم مثل خودش با آرامش شفتالویی از تو ظرف میوه برداشتم و بهش نگاهی کردم.















