توضیحات
موضوع رمان حسرت، درباره عشق کهنه و پنهان کاوه است که بعد گذشت چند سال از مخفی ماندنش رو می شه و این اتفاق همزمان می شه با رو شدن واقعیات دیگه ای از گذشته…
اسم رمان: رمان حسرت
نویسنده این اثر: رهایش
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
گوشه ای از داستان رمان حسرت
از فوت پدر سالها می گذشت. تو تموم سالهای بی پدری این مامان بود که با زحمت خرجم رو می داد و حالا چند وقتی بود با گرفتن مدرک فوق لیسانس طراحی شهری فارغ التحصیل شده و کاری توی شرکت یکی از دوستای قدیمی پدرم پیدا کرده بودم و دیگه اجازه نمی دادم مامان دست به چرخ و دوخت و دوز ببره.
با کیان خیلی نزدیک بودم و صمیمی. از دیدنش تو اکثر مواقع خوشحال می شدم اما از رفتن به خونه اشون فراری بودم. رابطه من و عمو کیومرث یعنی پدر کیان خیلی تیره و تار بود. بابا و عمو سال ها با هم قهر بودن و رابطه اشون خوب نبود. دعوایی که سر ارث و میراث شروع و به فوت پدر منجر شد.
وقتی 51سالم بود بابا وسط یه دعوای لفظی با عمو و توی خونه ی مثل کاخش سکته کرد و تا به بیمارستان برسوننش تموم کرد. بی پدری و سختی های مالی بعد از رفتنش، حقارت ها و بی پناهی های یتیمیم رو از چشم عمو می دیدم و کینه ای که تو دلم ازش داشتم هیچ جوری رفع و رجوع نمی شد.















