دانلود کتاب قتل بی عیب و نقص

  • ۳۰ تیر ۱۴۰۴
  • ۱۰:۵۹

رایگان

ماجرای «قتل بی‌عیب و نقص» از آن‌جا آغاز می‌شود که سردبیر نشریه مذهبی «کریسچِن وُیس» نامه‌ای از یک خواننده دریافت می‌کند. استلا رودی، همسر یکی از معلمان مدرسه کارن و از خانواده‌ای معتبر، در این نامه خواستار ملاقات فوری با خانم بریملی سردبیر مجله شده است. او در نامه کوتاهش، اطمینان می‌دهد که شوهرش قصد کشتن او را دارد. بریملی که سابقه کار در دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا را در طول جنگ جهانی داشته، ترجیح می‌دهد به جای مراجعه به پلیس، موضوع را با یکی از همکاران سابقش جرج اسمایلی، در میان بگذارد. از این‌جاست که پای مامور مخفی معروف داستانی به این رمان باز می‌شود.

توضیحات

دانلود کتاب قتل بی عیب و نقص نوشته نویسنده جان لوکاره pdf بدون سانسور

عنوان اثر: قتل بی عیب و نقص

پدید آورنده: جان لوکاره

زبان نگارش: فارسی

سال نخستین انتشار: تیر 1404

شمارگان صفحات : 165

معرفی کتاب قتل بی عیب و نقص

ماجرای «قتل بی‌عیب و نقص» از آن‌جا آغاز می‌شود که سردبیر نشریه مذهبی «کریسچِن وُیس» نامه‌ای از یک خواننده دریافت می‌کند. استلا رودی، همسر یکی از معلمان مدرسه کارن و از خانواده‌ای معتبر، در این نامه خواستار ملاقات فوری با خانم بریملی سردبیر مجله شده است. او در نامه کوتاهش، اطمینان می‌دهد که شوهرش قصد کشتن او را دارد. بریملی که سابقه کار در دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا را در طول جنگ جهانی داشته، ترجیح می‌دهد به جای مراجعه به پلیس، موضوع را با یکی از همکاران سابقش جرج اسمایلی، در میان بگذارد. از این‌جاست که پای مامور مخفی معروف داستانی به این رمان باز می‌شود.

خلاصه کتاب قتل بی عیب و نقص

پنج شنبه عصر بود و مجلهٔ کریسچن ویس تازه زیر چاپ رفته بود. در خیابان فلیت این اتفاق را نمیشد واقعه ای تاریخی قلمداد کرد پسرک صورت جوش جوشی بخش مرسولات که توده ناموزون نمونههای چاپی را میبرد هیچ تلاشی نکرد تا برای کریسمس به او انعامی بدهند حتی دریافته بود که مطبوعات غیر مذهبی آینده نگرتر و نیکوکارتر از نشریاتی چون کریسچن ویس هستند؛ نیکوکاری ارتباط تنگاتنگی با تیراژ داشت.

خانم بریملی، سردبیر نشریه تشکچه بادی زیرش را مرتب کرد و سیگاری آتش زد. منشی و دستیارش – هر دو پست را یک نفر بر عهده داشت ـ خمیازه ای کشید شیشه آسپرین را توی کیف دستیاش انداخت موی حنایی اش را شانه کرد و به خانم بریملی شب به خیر گفت و طبق معمول بوی تند پودر و یک جعبه خالی دستمال کاغذی بر جا گذاشت خانم بریملی با آسودگی خاطر به بازتاب صدای پاهای او گوش داد که داشت در راهرو دور میشد از این که بالاخره تنها شده بود خوشحال بود. همیشه در عجب بود که چرا هر پنج شنبه صبح با ورودش به ساختمان بزرگ یونی پرس نوعی حس ناخشنودی در او ایجاد میشد و تا زمانی که از چند پله برقی بالا می رفت در او باقی می ماند مثل بسته پستی کسالت باری که در یک کشتی تجملاتی باشد.

خدا میدانست چهارده سال بود که داشت مجله را مدیریت میکرد و خیلی ها میگفتند صفحه آرایی آن بهترین کار موسسه یونی پرس است اما احساس پنج شنبه ها هرگز از وجودش بیرون نمی رفت آن نگرانی همراه با بیخوابی که مبادا یک روز شاید همان روز وقتی پسرک بخش مرسولات میآید مجله آماده نباشد. اغلب فکر میکرد در این صورت چه اتفاقی خواهد افتاد خبر شکستهای دیگر در آن مؤسسهٔ عظیم را شنیده بود، خبر مقاله هایی که با آنها موافقت نشده بود و کارمندانی که توبیخ شده بودند همیشه برایش یک راز بود که چرا اصلاً آن مجله را هنوز چاپ میکردند با آن اتاقهای گران قیمت در طبقه هفتم و تیراژی که تا آنجا که خانم بریملی میدانست به زحمت کفاف گیره های کاغذی اش را می داد.

مجله ویس در ابتدای قرن توسط لرد لندزبری پیر و با کمک روزنامه نانکانفور میست ۲ و تمپرامنس گازت ۳ تأسیس شده بود اما گازت و روزنامه حالا مدتها بود که محو شده بودند و پسر لندزبری یک روز از خواب بیدار شده و دیده بود کل تجارت و تمام مردان و زنان مرتبط به آن تمام اسباب و اثاثیه جوهر گیره های کاغذ و دیگر لوازم چاپ با طلاهای پنهان یونی پرس خریداری شده اند. سه سال از این اتفاق میگذشت و خانم بریملی هر روز در انتظار شنیدن خبر اخراجش بود اما این اتفاق هرگز نیفتاد؛ نه دستوری نه حرفی و به این ترتیب او که زن عاقلی بود، دقیقاً همان کاری را ادامه داد که قبلاً می کرد، و دیگر در عجب نبود.

و خوشحال بود. ریشخند کردن ویس کار ساده ای بود هر هفته با افتادگی حقوقاش را می داد و بدون بوق و کرنا و دخالت آشکار لرد در امور جهان به طریقی ساده و غیر علمی تاریخ اولیه قوم یهود را بازگو میکرد و با توصیه های مادرانه و ساختگی خوانندگان را خطاب قرار میداد ویس به ندرت خود را درگیر پنجاه واندی میلیون جمعیتی میکرد که هرگز چیزی از آنها نمیدانست یک مسئله خانوادگی بود و به جای آنکه به افراد غیر عضو ناسزا بگوید تا حد ممکن تلاش میکرد برای اعضای خود مفید باشد. این کار خیلی مهربانانه خوش بینانه و آموزنده بود مثلاً اگر یک میلیون کودک هندی داشتند از طاعون میمردند میشد حدس زد که سرمقاله هفته در باب توصیف فرار معجزه آسای یک خانواده متدیست از آتش در کنت خواهد بود ویس به خوانندگان نمیگفت چگونه چین و چروکهای روزافزون دور چشم خود را پنهان کنند یا چاقی هیکل خود را کنترل کنند؛ با جوان ماندن خود خواننده را به وحشت نمی انداخت که پیر شده است. خودش میانسال و از طبقه میانی جامعه بود به دختران اندرزهای محتاطانه میداد و برای همه نیتی خیرخواهانه داشت عدم پیروی از عرف جامعه محافظه کارانه ترین عادت ممکن است و خانواده هایی که در سال ۱۹۰۳ ویس را می خریدند تا سال ۱۹۶۰ به خریدن آن ادامه دادند.

خانم بریملی مظهر نشریه خود نبود وقوع جنگ و خلق و خوی جاسوس بازی او را به شراکت بالرد لندز بری جوان تر کشاند و این دو در طول شش سال جنگ به طرز مؤثری با هم کار کردند و بدون جلب توجه در ساختمانی بینام و نشان در نایتس بریج فعالیت داشتند. با برقراری صلح هر دو بیکار شدند اما لندز بری فهم خوبی از اوضاع داشت و با سخاوتمندی برای خانم بریملی شغلی دست و پا کرد انتشار ویس در طول جنگ متوقف شده بود و ظاهراً هیچ کس اشتیاقی به تجدید چاپ آن نشان نمیداد. اوایل خانم بریملی از احیا و سردبیری نشریه ای که به هیچ وجه نشان دهنده خداباوری طبیعی او نبود احساس شرم میکرد اما چیزی نگذشت که با رسیدن نامه هایی رقت انگیز و بالا رفتن تیراژ به کارش علاقه مند شد – همین طور به خوانندگان و به تردیدهای اولیه اش غلبه کرد. ویس زندگی اش شد و خوانندگان دغدغه اصلی او شدند. برای یافتن پاسخ سوالات عجیب و غریب آنها تلاش میکرد وقتی خودش به نتیجه نمی رسید از توصیه های دیگران استفاده میکرد و طولی نکشید که با نامهایی ساختگی اگر نگوییم ،فیلسوف دوست راهنما و خاله همه آنها شد.

خانم بریملی سیگارش را خاموش کرد با حواس پرتی سنجاق ها، گیره های کاغذ و قیچی را مرتب کرد و آنها را در کشوی سمت راست میزش گذاشت و نامه های رسیده بعد از ظهر را جمع کرد و چون پنج شنبه بود به آنها دست نزد. چندین نامه خطاب به باربارا فلوشیپ نوشته شده بود یعنی همان نامی که از ابتدای تأسیس ویس با آن نامه های خوانندگان را جواب میداد یا در ستون مشکلات مطلب می نوشت. فردا نامه ها را می خواند. معمولاً نامه های افراد مشکل دار را ترجیح میداد، اما صبح جمعه آنها را می خواند. قفسه کوچک بایگانی را که کنار دستش بود باز کرد و نامه ها را در کارتنی که جلوی قفسه بود ریخت.

در حین این کار یکی از آنها به پشت افتاد و با تعجب متوجه شد که بر لبه مهرخورده آن تصویر زیبای دلفینی آبی نقش بسته است. نامه را بیرون آورد و با کنجکاوی آن را نگاه کرد چند بار آن را پشت و رو کرد کاغذش از جنس خاکستری رنگ پریده ای بود و نوشته های روی آن هم کمرنگ بود گران قیمت بود ــ شاید دست ساز بود. زیر دلفین طومار کوچکی دیده میشد که روی آن عبارتی به لاتین نقش بسته بود. مُهر پست متعلق به ،کارن واقع در دورست بود باید نشان مدرسه میبود. اما چرا کارن برایش آشنا بود؟ خانم بریملی به حافظه اش میبالید، که البته عالی بود، و وقتی یاری اش نمیکرد خیلی آزرده میشد به عنوان آخرین تلاش با چاقوی پاکت بازکن عاجی خود پاکت را باز کرد و نامه را خواند.

 

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ماجرای «قتل بی‌عیب و نقص» از آن‌جا آغاز می‌شود که سردبیر نشریه مذهبی «کریسچِن وُیس» نامه‌ای از یک خواننده دریافت می‌کند. استلا رودی، همسر یکی از معلمان مدرسه کارن و از خانواده‌ای معتبر، در این نامه خواستار ملاقات فوری با خانم بریملی سردبیر مجله شده است. او در نامه کوتاهش، اطمینان می‌دهد که شوهرش قصد کشتن او را دارد. بریملی که سابقه کار در دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا را در طول جنگ جهانی داشته، ترجیح می‌دهد به جای مراجعه به پلیس، موضوع را با یکی از همکاران سابقش جرج اسمایلی، در میان بگذارد. از این‌جاست که پای مامور مخفی معروف داستانی به این رمان باز می‌شود.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: قتل بی عیب و نقص
  • نویسنده: جان لوکاره
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 165
  • حجم: 2 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!