رمان باده لعل

35,000 تومان

در رمان باده لعل، راحیل دختری زیبا است که با وسوسه پسر عموی دورگه اش آدریان، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میره. راحیل پس از مدتها در دانشگاه عاشق پسری به نام لوکاس میشه، لوکاس و راحیل با وجود مخالفت های خانواده و طرد کردن دخترشون ازدواج میکنن. لوکاس به همسرش راحیل می‌گه بایسکشواله و با آدریان پسرعموی راحیل رابطه داره و از اون می خواد سه نفری با هم زندگی کنن. اما راحیل طلاق می‌گیره و از برزیل برمی‌گرده ایران که با عشق اولش آیت که رهاش کرده بود روبه‌رو می‌شه و این باز هم سر و کله آدریان پیدا میشه و…..

توضیحات

در داستان باده لعل، راحیل دختری زیبا است که با وسوسه پسر عموی دورگه اش آدریان، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میره. راحیل پس از مدتها در دانشگاه عاشق پسری به نام لوکاس میشه، لوکاس و راحیل با وجود مخالفت های خانواده و طرد کردن دخترشون ازدواج میکنن. لوکاس به همسرش راحیل می‌گه بایسکشواله و با آدریان پسرعموی راحیل رابطه داره و از اون می خواد سه نفری با هم زندگی کنن. اما راحیل طلاق می‌گیره و از برزیل برمی‌گرده ایران که با عشق اولش آیت که رهاش کرده بود روبه‌رو می‌شه و این باز هم سر و کله آدریان پیدا میشه و…..

عنوان کتاب: رمان باده لعل
نویسنده اثر: بهاره زعفرانی
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه

بخشی جذاب از رمان باده لعل

سر انگشت سبابه ام را بر روی شیشه ی بخار گرفته ی اتاقم کشیدم. نقش یک قلبِ گریان گرفت؛ قلب ترک خورده ی من! از پشت آن قلبی که زار میزد، سایه ی مردی را دیدم. همان مردی که منتظر آمدنش بودم. دستم را بر روی نقش قلب گذاشتم و با دست دیگرم بخار شیشه را گرفتم… او نبود! دستم را از روی نقش قلب برداشتم.

حرارت کف دستم، حرارت درونم… قلبم را از بین برد. مرواریدهای اشک، قطره قطره از چشمهایم غلت خوردند و پایین ریختند. طعم شوری تلخی را بر روی لبهایم حس کردم؛ نحسی بی پایان مرد من، چرا به زندگی من و مردم آمدی؟ چرا آمدی و آتش بر پیکره ی خوشبختی ام انداختی؟

با صدای جیر جیر در قدیمی اتاق، از فکرش بیرون آمدم. خانم شمس وارد اتاقم شد و در را پشت سرش بست. عادت به دق الباب نداشت. با لبخند مادرانه و مهربانش به سمتم آمد و دستش را روی شانه ام گذاشت. متوجه اشکهایم شد، اما به روی خودش نیاورد؛ گویی او هم با گریه های گاه و بی گاه من خو گرفته بود.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: باده لعل
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: بهاره زعفرانی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 460
  • حجم: 2.14 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!