توضیحات
داستان رمان گیتاریست شرور، درباره دختری به اسم فرنوشه که شب عروسیش، بی رحمانه مورد دست درازی گیتاریست شیطان پرستی قرار میگیره و خانوادش اونو از خودشون میرونن. درنهایت فرنوش مجبور میشه به عقد اون مرد مرموز دربیاد ولی با آشکار شدن رازهای زیادی به اجبار پا به دنیایی میذاره که به سختی ازش فرار کرده بوده و این تازه آغاز اتفاقاتیه که قراره برای این زوج رقم بخوره…!!!
اسم رمان: رمان گیتاریست شرور
نویسنده این اثر: ماه پنهان (هانیه)
ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، جنجالی
گوشه ای از داستان رمان گیتاریست شرور
– کجا میری فرنوش؟
با شنیدن صدای وفا سرمو بالا آوردم که با دیدن چشمای اشکیم اونم بغض کرد و منو در آغوش گرفت و گفت:
– دیوونه، چرا بغض کردی؟ خیر سرت امشب اخرین شب مجردیته، بعد تو برا من فاز چص ناله برداشتی؟
با شنیدن حرفش تک خندهای کردم…
– برا همینه میخوام پیاده روی کنم…
وفا ضربه نسبتا محکمی به سرم زد و گفت: زده به سرت؟ ساعت یک نصفه شبه ها!
ریز ریز خندیدم و ابرویی بالا انداختم و رو به دخترا گفتم
– مرسی بچه ها… امشب خیلی عالی بود، هیچ وقت یادم نمیره…
بدون اینکه مهلت حرف زدن بهشون بدم براشون بای بای کردم و راه افتادم. امشب دخترا برام سنگ تموم گذاشته بودن و شب آخر مجردیمو ترکونده بودن.
نفسمو دادم بیرون و به آسمون تاریک شهر خیره شدم. آروم باش فرنوش، فردا روزیه که تو منتظرش بودی… فردا قراره با پسری که عاشقشی ازدواج کنی و بری زیر یه سقف. با صدای زنگ گوشیم دست از فکر کردن برداشتم و گوشیمو از تو جیب پالتوم درآوردم که با دیدن شماره ی آریا، لبخند عمیقی نشست رو لبهام.















