دانلود رمان گم شده ام در تو

55,000 تومان

دو خانواده‌ی ارجمند و یگانه از قدیم رفیق بودند؛ پدرها همکار، هم‌محله‌ای و از قشر مرفه. ولی بچه‌ها؟ شایگان و پریزاد آب‌شون توی یه جوی نمی‌ره.شایگان قهرمان شناست، مغرور و لجوج؛ پریزاد هم دل‌بسته‌ی سوران. اما یک روز، فقط یک روز، یک عکس همه‌چیز رو به‌هم می‌ریزه. حالا برای جمع‌وجور کردن آبرو، این دو مجبور میشن صوری ازدواج کنن.همه‌چیز قرار بود موقتی باشه… تا وقتی که شایگان از تیم ملی حذف میشه و لجش می‌گیره. به‌جای طلاق دادن، شروع می‌کنه به آزار و اذیت پریزاد و بازی گرفتن سرنوشتش. غافل از اینکه خودش اسیر نقاب و زندگی پنهانشه.

 

توضیحات

دانلود رمان گم شده ام در تو نوشته نویسنده اسکندری pdf بدون سانسور

عنوان اثر: گم شده ام در تو

پدید آورنده: اسکندری

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 3097

معرفی رمان گم شده ام در تو   

دو خانواده‌ی ارجمند و یگانه از قدیم رفیق بودند؛ پدرها همکار، هم‌محله‌ای و از قشر مرفه. ولی بچه‌ها؟ شایگان و پریزاد آب‌شون توی یه جوی نمی‌ره.شایگان قهرمان شناست، مغرور و لجوج؛ پریزاد هم دل‌بسته‌ی سوران. اما یک روز، فقط یک روز، یک عکس همه‌چیز رو به‌هم می‌ریزه. حالا برای جمع‌وجور کردن آبرو، این دو مجبور میشن صوری ازدواج کنن.همه‌چیز قرار بود موقتی باشه… تا وقتی که شایگان از تیم ملی حذف میشه و لجش می‌گیره. به‌جای طلاق دادن، شروع می‌کنه به آزار و اذیت پریزاد و بازی گرفتن سرنوشتش. غافل از اینکه خودش اسیر نقاب و زندگی پنهانشه.

بخشی از رمان گم شده ام در تو

با سر درد ناشی از نوشیدنهای زیاد دیشب ، بلاخره به سمت استخر و محل تمرین میراند هنوز چند پیچ را طی نکرده که گوشیش زنگ می خورد ! نام سرهنگ روی صفحه روشن و خاموش می شود ! هر چه را دیشب خوش گذرانده بود و لذت برده بود ، گویا اول صبح قرار است از دماغش در بیایید ! اول صبح با آن زنک ، سرزنش های عرفان و بعد از آن سامی!! الانم بازجویی های پدر. دستور بفرمایید جناب سرهنگ ! دیشب خونه نبودی!؟ سرهنگ خیلی وقته از سن حاضری زدنمون توی تخت خونه ی پدری راس ساعت نه و نیم گذشته ! راس ساعت نه و نیم گذشته ! بزرگ شدیم! شما صد سالتم بشه هنوزم واسه من بچه ای وقتی میگم باید باشی ، باید باشی..! شایگان، هم خودت موقعیت حساسی داری هم. من محدودیت !… مراقب آمد و شدت باش… این که تا وقتی پات به اون آپارتمان لعنتی برسه باید گزارش کارهای فسق و فجورت برسه دستم ، دیگه قابل تحمل نیست ! -بهت اخطار میدم، قرار باشه من و زیر سئوال ببری همه چی رو ازت میگیرم !

دستانش روی فرمان سفت میشود آنقدر که بندهای انگشتانش به سفیدی برسد برسد ! خسته شده است ! خسته. مگه با همین کارهای که از نظر خانواده و مربیان صحیح نیست ، موفق نبوده ! ؟ پس این همه تهدید بخاطر روابط شخصی اش برای !چیست؟ با منطق او سازگار نیست ! اگر کاری میکند اگر کسی با او مراوده ای دارد به خواست خودش است او که کسی را اجبار نکرده ! خیلی وقت ها هم دیگران خود پیشنهاد میدهند! -چشم سرهنگ..چشم اگر چه آرام پاسخ میدهد اما خشم در تک تک آوا های که بیان میکند هویداس***_ خوب …. خوبه! شب زود بیا خونه مهمون داریم ! بهانه هم نیار ،میخوام همه باشن ! آخه من و چه به مهمونای شما. حاجی !؟ اونا میان دیدن تو ! – غریبه نیستن ، رفقای خودتم هستن !-رفقام؟! -عمو پیمان و خانواده اش..! خوب بود بدش نمی آمد چند روزی از پوریا خبری نداشت ! بدش نمی آمد پرنیان دلبر را هم ببیند ! البته او ناموس دوست و خانواده و فامیل را سو استفاده ای نداشت.

مگر آنکه خود آن طرف دلش بخواهد ! پرنیان هم کم چراغ سبز نمیدهد ! پس هم فال است هم تماشا…اووووم .. حتما چرا که نه بدم نمیاد پوریا رو ببینم ! بعد تمرین خودم و میرسونم ! تلفن را قطع میکند و موزیک آرامی پخش میکند ! میداند یک مرحله از خوان ها مانده ! عرفان .. رفیق و مربی اش..! او دلسوز است حتی شاید بیشتر از شهداد که برادرش است ! شهداد اهل ورزش نبود چون او ! نهایتش همان کوهنوردی آخر هفته ها بود ، او سرش به درس و مشقش گرم بود و بعد از آن هم با انتخاب خانواده ازدواج سنتی. همیشه او را سر زنش میکرد که جرا تن به خواسته ی دیگران دادی ؟! میتوانستی عاشق شوی. و لذت عشق را بچشی اما در این سه سال شهداد واقعا خوشبخت بود چون پس از ازدواج… عشق را تجربه کرده و هر چه به او میگفت برایش قابل قبول و باور نبود او پسر سرکش خانواده بود و هرگز دوست نداشت تن به خواسته ی خانواده بویژه پدر دهد !

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دو خانواده‌ی ارجمند و یگانه از قدیم رفیق بودند؛ پدرها همکار، هم‌محله‌ای و از قشر مرفه. ولی بچه‌ها؟ شایگان و پریزاد آب‌شون توی یه جوی نمی‌ره.شایگان قهرمان شناست، مغرور و لجوج؛ پریزاد هم دل‌بسته‌ی سوران. اما یک روز، فقط یک روز، یک عکس همه‌چیز رو به‌هم می‌ریزه. حالا برای جمع‌وجور کردن آبرو، این دو مجبور میشن صوری ازدواج کنن.همه‌چیز قرار بود موقتی باشه... تا وقتی که شایگان از تیم ملی حذف میشه و لجش می‌گیره. به‌جای طلاق دادن، شروع می‌کنه به آزار و اذیت پریزاد و بازی گرفتن سرنوشتش. غافل از اینکه خودش اسیر نقاب و زندگی پنهانشه.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: گم شده ام در تو
  • ژانر: عاشقانه، انتقامی
  • نویسنده: اسکندری
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 3097
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!