رمان نقطه شبنم

50,000 تومان

نادرخان در رمان نقطه شبنم، از طلافروشان قدیمی و اسم‌ورسم‌دار شیراز است. او همچون پدرسالار تمام اعضای خانوده‌اش را تحت سلطه‌ی خود دارد و درواقع بر آن‌ها حکومت می‌کند. کار و زندگی همه‌شان وابسته به اوست تا آن‌جا که در خصوصی‌ترین مسائل‌شان دخالت می‌کند و عمدتاً هم به نتایج مطلوب می‌رسد. مگر در چند مورد خاص! دو فرزند و یک نوه‌! همه‌کس جز، باقر و باران و افشین که پیه خروج از زیر سایه‌ی نادرخان را به تن مالیدند و عواقبش را به جان خریدند…

توضیحات

نادرخان در رمان نقطه شبنم، از طلافروشان قدیمی و اسم‌ورسم‌دار شیراز است. او همچون پدرسالار تمام اعضای خانوده‌اش را تحت سلطه‌ی خود دارد و درواقع بر آن‌ها حکومت می‌کند. کار و زندگی همه‌شان وابسته به اوست تا آن‌جا که در خصوصی‌ترین مسائل‌شان دخالت می‌کند و عمدتاً هم به نتایج مطلوب می‌رسد. مگر در چند مورد خاص! دو فرزند و یک نوه‌! همه‌کس جز، باقر و باران و افشین که پیه خروج از زیر سایه‌ی نادرخان را به تن مالیدند و عواقبش را به جان خریدند…

اسم رمان: رمان نقطه شبنم
نویسنده این اثر: فرزانه صفایی فرد
ژانر رمان: عاشقانه

گوشه ای از داستان رمان نقطه شبنم

حنا خانوم هم مرد. نه به خاطر کرونا، نه به خاطر یک حادثه…فقط مرد. حنا خانوم هفتاد و نه ساله بود. یعنی هفتاد و نه بار به دنیا آمده بود. هر چند که هیچ وقت هفتاد و نه تا شمع را یک جا روی کیک فوت نکرده بود، اما در عوض هفتاد و نه تا سیصد و شصت و پنج روز را زندگی کرده بود. من فقط هجده تا شمع را یک جا فوت کرده بودم و … همین.

حنا خانوم خواهر خانوم گل بود و مادربزرگ فاطمه، که حالا پایین قبر نشسته بود و گریه نمی کرد. فاطمه، عروس طاهره هم بود. طاهره که فرزند ارشد نادرخان از زن اولش بود و او هم دیگر هیچ کس گریه نمی کرد. همان اولش هم جز فاطمه و خانوم گل و دو دختر حنا خانوم، کسی – آن چنان گریه نکرده بود. همه بیشتر ژستش را گرفته بودند. ژستی که به خاطر داشتن ماسک خیلی هم نیاز نبود.

کم کم وقت رفتن بود و همه یا مشغول تسلیت گویی و خداحافظی بودند یا گرم صحبت. بعضی ها بعد از ماه ها و حتی یک سال بیشتر دیدار تازه کرده بودند و از ذوق دیدار، دیگر حواسشان نبود که یک نفر اینجا مرده و یک عده هم عزادار هستند. صدای همهمه بلند بود.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: نقطه شبنم
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: فرزانه صفایی فرد
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 3046
  • حجم: 10.8 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!