توضیحات
آدرینا در رمان میوه انتقام، بعداز پنج سال انتظار دنبال باعث و بانی کشته شدن پدرشه و در این بین اتفاقات غیرمنتظره ای رخ میده که سعی به دورکردن آدرینا از هدفش داره. اماهیچ چیز مانع آدرینا نمیشه حتی “عشق “. آدرینا برای انتقام گرفتن تبدیل به آدم خشک و خشنی میشه که فقط و فقط به فکر یک چیزه … انتقام ..
اسم رمان: رمان میوه انتقام
نویسنده این اثر: حانیا بصیری
ژانر رمان: عاشقانه، انتقامی
گوشه ای از داستان رمان میوه انتقام
عینک آفتابیمو زدم. دو تا بادیگارد کنارموم مرخص کردم. سوار ماشینم شدم توی آینه نگاه گذرایی به خودم انداختم و گاز ماشینمو گرفتم و با آخرین سرعت خودمو رسوندم خونه… یکی ازخدمه درو باز کرد. حوصله نداشتم یه ساعت ماشینو پارک کنم.
کلید و انداختم تو بغل قدرت پیرمرد باغبون خونه و رفتم تو…یه دوش گرفتم و لباسمو عوض کردم و با آرامش مشغول شونه زدن موھای بلوندم که بعداز حموم خشک شده بودن کردم. بعد از تموم شدن کارم روی تخت درازکشیدم و به قاب عکس روی دیوارخیره شدم.
یھ دختر نوزده ساله با موھای بور چشای خاکستری و لبی خندون دست دردست تنھا کس زندگیش پدرش….، داشت با شادیش به دنیا فخر می فروخت…
__دراین دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند من از نابخردی آنجا محبت جستجوکردم…
این شعر روی یکی از تابلوھای اتاقم ھک شده بود…















