توضیحات
طی یک تصادف در رمان مرگ ما به خانه ات برو ننه سرما، زندگی سه نفر دستخوش تغییر عظیمی می شود. سرنوشت، یک فرصت دوباره و شانس یک زندگی جدید را جلوی راهشان قرار می دهد. طی داستان برخورد هر یک از شخصیت ها را در مواجهه با این فرصت شاهد خواهید بود. اشتباهاتی که می کنند. تصمیمات مهمی که برای آینده می گیرند. اینکه چقدر از راه اصلی دور شده و آیا اصلا می توانند دوباره به مسیر درست برگردند؟ شخصیت هایی که با وجود رنگارنگ بودنشان، همه در یک چیز مشترکند، همه خاکستری و جایز الخطا هستند.
اسم رمان: رمان مرگ ما به خانه ات برو ننه سرما
نویسنده این اثر: یاسمین منصوری
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
گوشه ای از داستان رمان مرگ ما به خانه ات برو ننه سرما
شب زیبایی ست. نه برای من…اما هنوز می توانم یک شب زیبا بناممش…نه یک شب شاد و پر از امید اما بسیار زیبا! دانه های درشت و سحرآمیزِ برف از آسمان بنفش سقوط می کنند و من جادویش را با تمام وجودم حس می کنم…و چه کسی می تواند بگوید یک شب برفی و مرطوب زیبا نیست؟
حتی اگر دلیلی برای شاد بودن نداشته باشی…حتی اگر تا حد مرگ غمگین باشی و در سرمای زیر صفر جایی برای رفتن نداشته باشی، یک شب برفی و یک خیابان، پر از درخت های سپید پوش شده و زمینِ خیس، تا حد مرگ زیبا و رویایی است.
یک نفس عمیق از اعماق وجودم، کمک می کند تا افکاری که در سرم می چرخد را به کناری بفرستم و با لبخند به ریزش دانه های برف خیره بمانم. کیف دوشی و کرم-قهوه ای مورد علاقه ام را از روی صندلی کمک راننده برمی دارم. آفتابگیر را پایین می زنم و تنها یک نگاه به چهره ی گیج و حالت بی تفاوت نگاهم، کافی ست تا مطمئن شوم که از هیچ چیز نمی ترسم.















