توضیحات
داستان رمان عشق دوم درمورد پسریه که مغروره و عاشق میشه برای اولین بار. اما دختره گولش میزنه و پسر شکست سختی میخوره. ولی دختری پیدا میشه که عشقی واقعی رو به قلبش میده و…
اسم رمان: رمان عشق دوم
نویسنده این اثر: مهدیه مومنی
ژانر رمان: عاشقانه
گوشه ای از داستان رمان عشق دوم
– پسرم رامینه دختر خیلی خوبیه. خوشکل و تحصیل کرده ام هست. چرا نمی خوای بهش فکر کنی؟
– آخه مادر من ملاک ازدواج تنها این چیزایی که شما میگین نیست؛ می فهمید؟ اینا فقط فرعیات ازدواجه… مهم عشقه…مهم دوست داشتنه…من هیچ حسی به رامینه ندارم مادر. لطفا اینا رو به بابا هم بگید. من 27 سالمه. خودم می دونم چی به صلاحمه و چی نیست.
– پس ازتون می خوام بذارید برای آینده ام خودم تصمیم بگیرم. رامینه یه دختر 20 ساله اس. به نظر من اون هنوز بچه اس و نمی تونه درست رو از نادرست تشخیص بده. منم نمی خوامش.
مامان با دلخوری نگاهم کرد و دیگه حرفی نزد. ساعت 2:30 بود که با اومدن بابا ناهار خوردیم.
روی تختم افتادم و ناخودآگاه فکرم رفت سمت رامینه… دختر زیبایی بود. به جرات می تونم بگم محشر بود و نگاهش معصومیت خاصی داشت. اما نمی دونم چرا منو جذب نمی کرد. رامینه دختر دوم عمه بود. اولین دختر عمه رانیا بود که پزشکی می خوند و 26 سالش بود و نامزدش هم آرتا بود که تو شرکت بابا معاون بود. بعد رانیا، آراس بود که مهندسی عمران میخوند و بعد از اونم رامینه که رشته اش کامپیوتر بود. مودب و اصیل…کم کم چشامو خوابی عمیقی ربود…















