توضیحات
رادمهر اخوان در رمان در تو پناه گرفته ام، مردی 40 ساله و جز نمایشگاه داران بنام شهر و پدر یک بچه ی 7 ساله است. او برای سفر کوتاه مدت به شمال میرن، اونجا مجبور میشه پسرشو دست یکی از دختران روستا بده و همین رفت و امد زمینه ساز عشق رادمهر بعد از مرگ همسر اولش میشه….
اسم رمان: رمان در تو پناه گرفته ام
نویسنده این اثر: محیا نگهبان
ژانر رمان: عاشقانه
گوشه ای از داستان رمان در تو پناه گرفته ام
پشت میز میشیند و مثل روال هر روزش شروع میکند. اول سری به سایت های خودروسازی میزند و از اخرین اخبارشان متوجه میشود. بعد از ان قیمت دلار را چک میکند و قیمت ماشین هایش را همگام با دلار، بالا و پایین میکند. کاری تکراری اما برای او شیرین و دوست داشتنی.
از همینجا که نشسته خوب میتواند، ویوی نمایشگاهش را ببیند. نمایی رومی کلاسیک. سقف های دوار و نقاشی شده و دیوار هایی تماما سنگ کرم رنگ با خطوط طلایی براق. شکوهی که این دیزاین به نمایشگاه داده با آرم BMW و براقی روکش های سرامیک ماشین های پارک شده کامل میشود. جلوه ی فوق العاده چشم گیر و دوست داشتنی.
عابران زیادی توقف می کنند و به این جلال و شکوه چشم میدوزند. خیلی هاشان خریدار میشوند و خیلی هاشان تنها عابری ساکت. به آرم آبی و سفید چشم میدوزد. فلسفه ی این ارم را بارها خوانده بود. حتی در تابلوی بزرگی نوشته و آن را کنار در ورودی نمایشگاهش زده بود.















