توضیحات
رمان در انتظار عشق، دو حکایت عاشقی رو دنبال میکنه(پرستو،شایان)… دو راوی داستان هر کدوم با قصه ی عشقی جدا، سختی های زیادی رو پشت سر می گذارن. پرستو عاشق میشه، اما آیا به عشقش میرسه؟ اون سر داستان شایان هست و حکایت عاشقش یه پسر پولدار و سوسول که با قرار گرفتن یه دختر معمولی توی داستان به کل سرنوشتش تغییر میکنه. اما چه در انتظار این دوتا عاشقه؟
اسم رمان: رمان در انتظار عشق
نویسنده این اثر: زهرا فاطمی
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
گوشه ای از داستان رمان در انتظار عشق
تازه از دانشگاه اومده بودم و حسابی توی خط واحد له و لورده شده بودم.. در خونه رو بستم و تا پامو گذاشتم توی حیاط کش و قوسی ب بدنم دادم… دور تا دور حیاط رو از نظر گذروندم از تمیزی برق میزد. مادرم بی نهایت تمیز و ی جورایی وسواس داشت.
دستامو با آب حوض وسط حیاط خیس کردم و ی دونه سیب از درخت توی باغچه چیدم و دور از چشم مادرم نشسته گاز زدم… کفشمو بیرون آوردم و دمپایی رو فرشی رو پوشیدم. خونمون کوچولو بود اما بی نهایت باصفا بود… سکوتی ک خونه رو فرا گرفته بود ب طرز عجیبی مشکوک بود..
-مامان… پریااا…کج….
نگام روی در نیمه باز انباری ثابت موند.. خیلی کم پیش می اومد در انباری باز باشه… پاورچین پاورچین رفتم سمت انباری سرمو ک بردم داخل عزا گرفتم..
-پرررریا
س متر پرید بالا…
-چته؛ ترسیدم…















