رمان ابرها هم می گریند

40,000 تومان

در مقدمه رمان ابرها هم می گریند می خوانیم… گاهی قلبها به هم نزدیک می‌شوند، گاهی زندگی‌ها در هم گره می‌خورند. گاهی اشک‌ها و حسرت‌ها التیام بخش می‌شود. زمانی که دل‌ها از هم دور می‌افتند؛ گاهی ابرها هم تاب نمی‌آورند. گاهی ابرها هم می‌گریند….

توضیحات

در مقدمه رمان ابرها هم می گریند می خوانیم… گاهی قلبها به هم نزدیک می‌شوند، گاهی زندگی‌ها در هم گره می‌خورند. گاهی اشک‌ها و حسرت‌ها التیام بخش می‌شود. زمانی که دل‌ها از هم دور می‌افتند؛ گاهی ابرها هم تاب نمی‌آورند. گاهی ابرها هم می‌گریند….

اسم رمان: رمان ابرها هم می گریند
نویسنده این اثر: عطیه س
ژانر رمان: عاشقانه

گوشه ای از داستان رمان ابرها هم می گریند

دل در دلش نبود باید قبول میشد. برای امروز خیلی زحمت کشیده بود. نگاهی به انتهای سالن کرد، شهرزاد را دید که با چهره ای که استرسش را فریاد میزد نشسته بود و به او چشم دوخته بود. با صدور اجازه برگه ها را برداشت ابتدا نگاهی کلی به سؤالها کرد، دست در جیبش برد و قرآن کوچکش با آن جلد چرمی قهوهایش را روی میز، درست جلوی چشمش قرار داد.

بسم الهی زیر لب گفت و شروع به تست زدن کرد. بعدی از دادن سوالات تخصصی اول زیست شناسی را پاسخ داد که از همه بیشتر دوست داشت. سپس شیمی و بعد از آن ریاضی! به ترتیب پاسخ نامه پیش نمیرفت، میخواست دروسی که بهتر بلد بود را ابتدا جواب دهد تا آخر کار کمی برای درس سختی مثل فیزیک وقت بخرد، همین طور هم شد!

وقتی مدادش را روی میز گذاشت و نگاهی دیگر به کل سؤالها انداخت، زیر چشمی به ساعت بزرگ روی دیوار هم نگاه کرد؛ از دیدن پانزده دقیقه وقت اضافه ای که آورده بود لبخندی با رضایت زد. باز نگاهی دیگر به برگه های جلویش انداخت، پنج دقیقه دیگر وقت داشت آرام به عقب برگشت و شهرزاد را از نظر گذراند…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ابرها هم می گریند
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: عطیه س
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1171
  • حجم: 7.09 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!