رمان آتاراکسیا

30,000 تومان

ارس فرزند زئوس بزرگ، خدای مبارزه از فرشته ای که از سرزمین خدایان تبعید میشه و میوفته تو زندگی دخترک ساده روستایی قصه ما. آیا عشق انسان و فرشته در رمان آتاراکسیا می تونه عاقبت داشته باشه؟

توضیحات

ارس فرزند زئوس بزرگ، خدای مبارزه از فرشته ای که از سرزمین خدایان تبعید میشه و میوفته تو زندگی دخترک ساده روستایی قصه ما. آیا عشق انسان و فرشته در داستان آتاراکسیا می تونه عاقبت داشته باشه؟

عنوان کتاب: رمان آتاراکسیا
نویسنده اثر: ماه
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه، بزرگسال، فانتزی

بخشی جذاب از رمان آتاراکسیا

طبق معمول صبح خیلی زود بیدار شدم تا به کار های مزرعه آقای جکسون برسم. بعد از شستن دست و صورتم به مرغدونی رفتم و درشو باز کردم تا مرغ و خروسا بیان بیرون تا بتونم تخم مرغ هاشونو جمع کنم و بعد رفتم تا به حنا غذا بدم (حنا گاو آقای جکسونه). بعد رفتم به سمت خونه آقای جکسون تا تخم مرغ ها رو تحویل بدم.

بعد از دادن تخم مرغ ها به خانم جکسون، راهی آلونک خودم شدم تا صبحونه بخورم. اتاقک کوچولوی من کنار دامداری بود و شب تنها خوابیدن یکی از معضل های من. بعد از خوردن کمی مربا که خاله بتی برام آورده بود، موهامو باز کردم تا شونه کنم. هیچ وقت به داشتن آینه تو این آلونک فکر نکرده بودم. البته نیازی هم نیست صورت غیر عادیمو هر روز ببینم.

من یه زال بودم. موها و ابرو ها و حتی مژه های من رنگ سفید بودن و چشم هایی ک بین بنفش و آبی متغییر بود. مردم این دهکده فکر میکردن من شومم؛ چون با همشون متفاوتم. بچه که بودم توی پرورشگاه مورد تحقیر بقیه بچه ها قرار می گرفتم و پیرزن جادوگر خطاب می شدم و همین چیزا باعث گوشه گیری و غیر اجتماعی بودن من شده.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: آتاراکسیا
  • ژانر: عاشقانه، بزرگسال، فانتزی
  • نویسنده: ماه
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 110
  • حجم: 1.18 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!