توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پایان زندگی (جلد دوم تمام زندگیم) از ناولستان
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پایان زندگی
✏️ نویسنده رمان: آتنا چگینی
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان پایان زندگی (جلد دوم تمام زندگیم) برای موبایل و کامپیوتر از ناولستان
_ما تا اینجا اومدیم . پس تا اخرش باید بریم . هیچکس نمیتونه مانع کار من بشه من انتقامم رو مبگیرم . هر کس بخواد جلوم بایستاده خودم میکشمش برام فرقی نداره اون فرد کی باشه . حتی اگرهم بهترین دوستم باشه برام فرقی نداره.
مریم از جایش بلند شد گفت:
_لازم به گفتنش نبود .
و همونطور که به سمت پله ها میرفت گفت:
_میرم به این دختره سر بزنم.
مونا با نگاهش اورا دنبال کرد. در دلش اصلا از اینکار راضی نبود حالا که فکر میکرد این حق پارسا و مریم و سهراب است که در زندان باشند . این همه کار انجام داده بودند . و همه این کار ها جون مردم را به خطر می انداخت و خیلی از جوان هاهم برای همین مواد و کارها مردند . نمیفهمید که پارسا فقط برای یک انتقام از زندان فرار کرد و اینطور شده؟ یعنی خودش نمیدانست که اینکار به همه به خصوص خودش ضرر رسونده . جون خیلی هارو گرفته ؟ میدونست که پارسا برای این چیزها اینطور انتقام نمیگیره . پس چه اتفاقی این بین افتاده ؟ پارسا چه چیزی رو داره پنهان میکنه؟
نفس عمیقی کشید و چشمهایش را بست . بالاخره میفهمید . الکی که ذهن خوانی رو بلد نبود . اما نمیدانست چطور اینکار کند که پارسا متوجه نشود . هربار که خواست اینکار را کند اولین نفر متوجه میشد و جلویش را میگرفت .
کلافه شد . از جایش بلند شد و به سمت پله ها رفت.
_کجا میری؟
ایستادبدون انکه برگردد گفت:
_میرم به بردیا سر بزنم
و بدون حرف دیگری از پله ها بالا رفت
همانطور که از کنار اتاق عسل رد میشد متوجه گفتگوی مریم با او شد . گوشه ای ایستاد و به حرفهای آنها گوش داد.
مریم:دختر جون چرا اینقدر سرسختی؟ ما داریم به خاطر تو عقل کل از اینجا میریم اونوقت تو ناز میکنی میگی نمیام؟ فکر کردی الکیه؟
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf















