توضیحات
دانلود رمان پادشاه پلید(جلد دوم) از هالی بلک pdf کامل بدون سانسور
دانلود رمان پادشاه پلید(جلد دوم) از هالی بلک با لینک مستقیم
نویسنده : #هالی_بلک
✨ ژانر : #رازآلود
📑خلاصه: در پشت کتاب میخوانیم:« باید اون قدر قوی باشی که بدون خستگی یک سره شمشیر بزنی. اولین درس اینه که خودتو قوی کنی. حالا که راز بزرگ برملا شده و همه می دانند اوک وارث سرزمین پریان است جود باید از برادرش محافظت کند. او برای این کار کاردن شاه پلید پریان را به خدمت گرفته است و خودش قدرت پشت پرده شده است. رتق و فتق امور سیاسی سرزمین پریان که همواره در حال تغییر است، کار آسانی نیست. اما کنترل کردن کاردن آن را سخت تر می کند.با اینکه دل کاردن پیش جود گیر است، اما از تمام توانش استفاده می کند تا او را تحقیر کند. در این میان معلوم می شود یکی از نزدیکان جود می خواهد به او خیانت کند و جان او و عزیزانش در خطر است.»
قسمتی از رمان پادشاه پلید
شاه بزرگ جدید سرزمین پریان روی تختش لم داده تاجش بیقیدانه روی سرش جا خوش کرده و ردای سرخ و شیطانیاش روی شانه هایش آویزان است و بر زمین کشیده میشود. گوشواره ای روی نوک تیز یکی از گوش هایش میدرخشد انگشترهای سنگین روی بند انگشتانش خودنمایی میکنند با این حال چیزی که بیشتر از همه خودنمایی میکند دهان نرمش است که حالتی عبوس دارد.
دهانش لو میدهد چه موجود کثیفی است. کنارش می ایستم در جایگاه باشکوه مشاور شاه قرار است من امین ترین راهنمای شاه کاردن بزرگ باشم برای همین نقش بازی میکنم و جایگاه اصلی ام را لو نمی دهم دست پشت پرده ی تاج و تخت با قدرتی که میتوانم او را مجبور به اطاعت کنم و شکی نیست که او تلاش میکند در نگاهی به جمعیت میاندازم دنبال جاسوسی از دربار سایه ها میگردم.
جاسوس های دربار فردی را دستگیر کرده اند که حامل پیامی از برج فراموشی است جایی که برادر کاردن زندانی شده و حالا
برابرم بایستند. قرار است او را برای من بیاورند. این ماجرا فقط یکی از چند بحرانم به حساب می آید. از وقتی کاردن را مجبور کردم عروسک خیمه شب بازی ام باشد و سلطنت الفهیم را بپذیرد. پنج ماه گذشته پنج ماه است که به خانواده ام خیانت کرده ام، پنج ماه است که خواهرم برادر کوچکم را به قلمرو فانی باج و تختی که روزی میتواند آن را تصاحب کند، پنج ماه است
که روی مدوک شمشیر کشیده ام.
پنج ماه است خواب خوش ندارم به نظر معامله ی خوبی می آمد، معامله ای مخصوص پر کسی را که از من متنفر است. روی تخت بنشانم تا اوک از خطر در امان بماند وادار کردن کاردن به اینکه یک سال و یک روز به من خدمت کند هیجان انگیز بود زمانی که نقشه ام گرفت سر از پا نمیشناختم. آن روزها یک سال و یک ماه یک عمر به نظر میرسید اما حالا باید بفهمم چطور مدت بیشتری او را تحت قدرتم و دور از دردسر نگه دارم آن قدر طولانی که اوک فرصت داشته باشد تا چیزی را که من نداشتم تجربه
کند کودکی اش را در این لحظه یک سال و یک روز به چشم بر هم زدنی میماند.
با وجود اینکه کاردن با دسیسه های من روی تخت نشسته و با وجود همه ی تلاش هایی که برای نگهداری از تاج و تختش کرده ام از دیدن بی خیالی اش دیوانه میشوم فرمانروایان سرزمین پریان به سرزمینشان پیوند خورده اند آن ها خون زندگی و قلب تپندهی قلمروشان هستند. این موضوع آن قدر پررمزوراز است که من از درکش عاجزم اما اوضاع برای می شود کاردن فرق میکند چون متعهد شده سیاهی لشکری باشد که کاری به کار حکومت ندارد.















