دانلود pdf رمان ندای مرموز (جلد نهم مجموعه نبرد شیاطین)

تماس بگیرید

توضیحات

خرید و دانلود رمان ندای مرموز (جلد نهم مجموعه نبرد شیاطین) از دارن شان با فرمت‌ های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

زمانی که کرنل روی عرشه ی کشتی می مونه تا به باز نگه داشتن پنجره برای فرار گروه بپردازه، دائما ندای عجیب غریبی به گوشش می رسه. ازهوای دور و برش و بیشتر از طریق نورهایی که جدیدا با چشم جدیدش می تونه ببینه. صدا بهش میگه بیا…با من بیا…

خلاصه رمان ندای مرموز

قبل از انفجار بزرگ، جهان به شصت و چهار قلمروی سیاه و سفید تقسیم شده بود. موجودات کهن در قلمروی سیاه و شیاطین اصیل در قلمروی سفید زندگی می‌کردند. نیرویی که این دو جهان را از هم جدا می‌کرد کا-گاش بود. شیاطین راهی برای نفوذ به قلمرو موجودات کهن پیدا کردند و نبرد شروع شد. این نبرد سرانجام به نابودی پیوند کا-گاش انجامید و دو جهان کاملاً مجزا برای شیاطین و دیگر موجودات بوجود آمد. با اینکه شکل فیزیکی کا-گاش از میان رفته بود، ولی روح این سلاح در جهان پراکنده شده بود.

شیاطین که میل داشتند جهان را به وضع سابق برگردانند به دنبال تکه‌های کا-گاش گشتند. وقتی یک تکه را پیدا می‌کردند، موجودات کهن با نبردی خونین این تکه را از دست آنها نجات می‌دادند. این روند میلیون‌ها سال به طول انجامید. چون موجودات کهن نابارور بودند این مبارزه به ضرر آنها بود، برای همین آنها با کمک تخته‌های شطرنج جادویی، گونه‌هایی از هوش را پرورش دادند. با اینکه شیاطین موفق شدند از دیموناتا به جهان بیایند، این موجودات مبارزه را ادامه دادند.

یکی از تکه‌های کا-گاش درون لرد لاس قرار گرفت ولی بک بدون اینکه بخواهد آن را دزدید. با بازگشت بک بعد از مردن، نیروی مرگ جان گرفت و تبدیل به سایه شد. تکه‌های دیگر کا-گاش نیز به زمین جذب شدند و گروبز و کرنل را به عنوان میزبان برگزیدند. حال سایه قصد دارد با تصرف کا-گاش جهان را به وضع ابتدایی برگرداند. موجود کهن به کرنل پیشنهاد می‌کند که برای نجات جان دیگر موجودات زنده که از ترس شیاطین در حال فرار هستند، کمک کند. کرنل قبل از قبول این درخواست، به زمین برمی‌گردد…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
زمانی که کرنل روی عرشه ی کشتی می مونه تا به باز نگه داشتن پنجره برای فرار گروه بپردازه، دائما ندای عجیب غریبی به گوشش می رسه. ازهوای دور و برش و بیشتر از طریق نورهایی که جدیدا با چشم جدیدش می تونه ببینه. صدا بهش میگه بیا…با من بیا…
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!