دانلود رمان شاهکار

50,000 تومان

مهراب، پسر نامشروع شهرام هخامنش، بعد از سال‌ها غیبت، برگشته تا انتقام مادرش را بگیرد. هدفش پرنیا، دختر شهرام، است. پرنیا که نمی‌داند مهراب برادرش است، درگیر احساسات شدید می‌شود. اما آنیتا، همراه همیشگی مهراب از کودکی، نقشه‌ی او را کشف می‌کند و …

توضیحات

دانلود رمان شاهکار نوشته نویسنده نیلوفر لاری pdf بدون سانسور

عنوان اثر: شاهکار

پدید آورنده: نیلوفر لاری

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1714

معرفی رمان شاهکار

مهراب، پسر نامشروع شهرام هخامنش، بعد از سال‌ها غیبت، برگشته تا انتقام مادرش را بگیرد. هدفش پرنیا، دختر شهرام، است. پرنیا که نمی‌داند مهراب برادرش است، درگیر احساسات شدید می‌شود. اما آنیتا، همراه همیشگی مهراب از کودکی، نقشه‌ی او را کشف می‌کند و …

بخشی از رمان شاهکار

آرش سر قولش ماند و آن شب هر طور شده خودش را به من رساند و وقتی که با قلبی تپنده و آشوب در حیاط را در آرام ترین حالت ممکن باز کردم با چشمانی نگران و منتظر پیش رویم ایستاده بود یک پلیور یشمی رنگ تنش بود با شلوار جین مشکی مرا که دید با لبخندی از سر آسودگی دستش را به سمتم دراز کرد که ساک را ازم بگیرد .- همه چیزای مهمت رو برداشتی؟من هم که با دیدنش قوت قلب گرفته بودم با گفتن: آره .ساک را دادم دستش و لحظه ی آخری که می خواستم با هیجاناتی فروکش کرده در را پشت سر خود ببندم همراه با مکث و تعلل یک نگاه تلخ و دردمندانه به خانه ی ویلایی خاله دلارام با نمای آجری دو طبقه اش انداختم حیاط چندان بزرگی نداشت در حد جا شدن یک تویوتا کمری بود و یک باغچه ی کوچک که شوهر خاله از سر بیکاری هر روز بیلش میزد و توش چندتایی گل سرخ به چشم می خورد و یک درخت بید مجنون هم توش سایه انداخته بود در مقایسه با حیاط بزرگ خانه ی سابق ما حیاط خلوتی بیش نبود یادم به روزی افتاد

که از سر اجبار و ناچاری مقدر شد موقتا تحت سرپرستی خاله دلارام قرار بگیرم که از بین تمام فامیل پدری و مادری تنها کسی بود که برای کفالت من داوطلبانه اعلان آمادگی کرده بود. هرچند این مهربانی و خیرخواهی خیلی ریاکارانه و حساب شده به نظر میرسید انگار که برای خودشان نقشه هایی داشتند: مثل دختر خودم مواظبشم !ولى بعد معلوم شد که میخواستند مرا لقمه بگیرند برای پسرشان پیمان که نیمی از سال را معتاد بود و نیمی دیگر را در ترک ! اما توی آن بحران و کوران سرنوشت که دست یاری دیگری نبود و لطف کس دیگری شامل حالمان نشد باز هم خودش غنیمتی بود آن هم درست وقتی که دایی ها خود را با بی خیالی کنار کشیده بودند و ترجیح دادند که با سرزنش کردن بابا دست پیش را بگیرند و عموها پیغام فرستاده بودند که هر موقع فرخ خودش گفت و رضایت داد ما حرفی نداریم بدون اجازه ی اون ما مسئولیت دخترش رو گردن نمیگیریم . پس فردا به طوری بشه میاد یقه ی ما رو میگیره که کی گفت آنیتا رو ببرید پیش خودتون.

 

حتى من هم با سن و سال کمم میدانستم که اینها همه اش بهانه است آنها می دانستند که بابا حتی اگر پشت میله های زندان هم باشد غرورش به او اجازه ی منت کشیدن و رو انداختن به این و آن را نمی دهد.به خاطر رقابت و کدورتها و کینه های قدیمی و حل نشده ای که همیشه میان برادرها بود و من ازشان سر در نمی آوردم وقتی بابا ورشکست شد و با کوهی از قرض و بدهی به زندان افتاد آنها خود را کنار کشیده و یک گوشه بی خیال به تماشای کشتی به گل نشسته ی زندگی مان نشستند که به قول باباخان بدبختی ما دامنشان را نگیرد. آن روز در عین شوک و حیرانی چه احساس حقارت و سرخوردگی عمیقی با من بود و خشمی که نمی دانستم آن را کجای دلم پنهان کنم که کاری ندهد دستم .-هی آنی ! پس چرا نمیای بریم ؟ به چی زل زدی ؟با صدای آرش به خودم آمدم. قلبم داشت از تداعی آن چه از سر گذرانده بودم تیر میکشید… بی آن که برگردم و نگاهش کنم با صدای آرامی گفتم: هیچی .

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
مهراب، پسر نامشروع شهرام هخامنش، بعد از سال‌ها غیبت، برگشته تا انتقام مادرش را بگیرد. هدفش پرنیا، دختر شهرام، است. پرنیا که نمی‌داند مهراب برادرش است، درگیر احساسات شدید می‌شود. اما آنیتا، همراه همیشگی مهراب از کودکی، نقشه‌ی او را کشف می‌کند و …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شاهکار
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: نیلوفر لاری
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1714
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!