رمان آناهیتا

50,000 تومان

حضور عجیب و بی موقع یک دختر جوون در رمان آناهیتا، باعث بر هم خوردن آرامش یک خانواده می شه. اون با رفتارها و افکار عجیب و مشکوکش همه رو به تردید می اندازه و کسی نمی تونه در موردش نظر قاطعی بده…

توضیحات

حضور عجیب و بی موقع یک دختر جوون در رمان آناهیتا، باعث بر هم خوردن آرامش یک خانواده می شه. اون با رفتارها و افکار عجیب و مشکوکش همه رو به تردید می اندازه و کسی نمی تونه در موردش نظر قاطعی بده…

اسم رمان: رمان آناهیتا
نویسنده این اثر: شهرناز
ژانر رمان: عاشقانه

گوشه ای از داستان رمان آناهیتا

با صدای مهیب رعد از خواب پرید. لحظه ای چشمانش را بست تا کمی آرامش یابد. باد و طوفان شدید، قطرات درشت باران را محکم به شیشه های اتاق می کوبید و اندکی مضطربش می کرد. پتویش را کنار ز ود پاهایش را از تحت آویزان کرد و نشست. دستی به چشمان خواب آلودش کشید و نگاهی به همسرش انداخت.

مرد به ظاهر خواب بود؛ اما وقتی او برای خودش کمی از پارچ آب می ریخت با صدایی خش دارد پرسید: رعد و برق تو را هم بیدار کرد؟!
زن دوباره به مرد نگاه کرد و گفت: صدای وحشتناکی داشت. مرد غلتی در تخت خواب زد و در حالیکه خمیازه می کشید گفت: نیم ساعت می شه طوفان شروع شده. اما این رعد آخری صدای مهیبی داشت. مثل اینکه بمب منفجر شد! زن خواست حرفی بزند که صدای رعد دیگری با صدای زنگ خانه در هم آمیخت.زن حیرت زده گفت: شنیدی؟ انگار صدای زنگ بود.

مرد که داشت پتو را روی سر خود می کشید از تخت پایین آمد و با حالتی مشکوک گوشهایش را تیز کرد. صدای دوبارۀ زنگ شکی برای هیچ کدام باقی نگذاشت. مرد زودتر بخود آمده و ربدو شام سرمه ای رنگش را از روی مبل راحتی پایین تخت قاپید و در حالیکه آن را روی پیژامه ی ساده آبی رنگش می پوشید با سرعت از اتاق بیرون رفت.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: آناهیتا
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: شهرناز
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 240
  • حجم: 4.41 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!