توضیحات
هلما آرامی، دختر جوانیست که به عنوان روانشناس همراه کاروان ایران عازم مسابقات المپیک میشود… و طوفان دادمهر، شناگر جذاب و معروفی که پس از دو سال محرومیت به دلیل ضرب و شتم شدید یکی از غریق نجاتها، همراه کاروان ایران به مسابقات المپیک میرود و درست یک روز قبل از مسابقه با هلما روبرو میشود… دختر روانشناسی که اختلال روانی وحشتناکی را در طوفان پیدا میکند… سایکوپت!
عنوان کتاب: سایکو
نویسنده اثر: هاله بخت یار
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه انتقامی
بخشی جذاب از رمان سایکو
طوفان میخواست اشکش را پاک کند ؟ دیگر توان نداشت میان زمین و آسمان معلق باشد. تک سرفه ای زد و گردن سمت او چرخاند و با لحنی که سعی میکرد هیچ لرزشی نداشته باشد گفت:
رابطه ی من و شما از اول رابطهی مشاور و مراجع بوده درست از همون روز اول تو ورشو… اینکه شما چه کارهای دیگه ای واسه من انجام دادید لطفتون رو میرسونه ولی یه چیزهایی این وسط زیادی غیر عادیه حرف زدن سخت بود برایش ولی باید یک بار برای همیشه همه چیز را مشخص می کرد بارها به مراجعینش گفته بود که در کمال احترام حرفشان را به طرف مقابل بزنند و حالا خودش هم میخواست که از
همان راه پیش برود طوفان با صدای گرفته ای جواب داد منظورتون رو نمی فهمم…















