توضیحات
قصه رمان پس من چی، قصه ی یک تغییر هست. تغییری ناخواسته ولی منجر به تعالی و پیشرفت. اتفاقی فوق باور رخ میده و مسیر زندگی به طور کل تغییر میکنه. اونی که خود خواسته مهمترین شخص زندگیش رو ترک میکنه، پشیمونه ولی پشیمونی هیچ موقع سودی نداشته. پدری که با اشتباه روی یه اتفاق ناخواسته سرپوش گذاشته و حالا در صدد برداشتن این سرپوش هستش.
اسم رمان: رمان پس من چی
نویسنده این اثر: کیمیا همت پور
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
گوشه ای از داستان رمان پس من چی
با استرس یه بار دیگه خودمو تو آینه نگاه کردم. شلوار لوله تفنگی به رنگ مشکی و یه تونیک گشاد به رنگ مشکی توی آینه به خودم دهن کجی کردم. ولی این تنها راه مخفی کردن ده کیلو اضافه وزن بود. دستی روی گونم کشیدم جای جوش هام خود نمایی می کردن ولی حتی وقتی یه کرم ضد آفتاب هم استفاده می کردم فوری جوش می زدم.
ریملم رو برداشتم و مژه های حالت دار و بلندمو تیره تر کردم. به چشمای بادامی عسلی رنگم ریمل میومد ولی ای کاش کمی درشت تر بودن. بینی و لب های کوچکی داشتم. لبامو غنچه کردم و روشون رژ کالباسی رنگی مالیدم. از آینه کمی فاصله گرفتم و به خودم نگاهی انداختم.
به قول مامان که میگه خیلی خوشگلم فقط کمی توپرم و هوتن برادر بزرگترم که همیشه بعد این حرف مامان با لبخند گشادی میگه آره ولی دیگه یکم زیادی پره و قهقه میزنه و مامان نگاه چپی نثارش می کنه و من فقط حرس می خورم. دستی داخل موهای فرم که جلوشو صاف کرده بودم کشیدم. بلندیشون به زور تا گردنم می رسید ولی به صورت گردم می یومد.















