دانلود رمان عروس قشقایی

تماس بگیرید

در دوازده‌سالگی، نجلا به خواست یانای، جوانی از ایل قشقایی، نشان می‌شود. اما حادثه‌ای همه‌چیز را زیر و رو می‌کند. یانای در تصادفی از دنیا می‌رود و بر اساس سنت، نجلا به عقد دمیر، برادر دوم خانواده درمی‌آید. دمیر از همان ابتدا از این ازدواج بیزار است و به تهران می‌گریزد. حالا پس از گذشت سال‌ها، پدر دمیر از او می‌خواهد به خانه بازگردد؛ اما بازگشت دمیر نه از سر دلتنگی، بلکه برای اجرای نقشه‌ای است که آینده‌ی نجلا را در تاریکی فرو می‌برد.

 

توضیحات

دانلود رمان عروس قشقایی نوشته نویسنده مریم ثروت pdf بدون سانسور

عنوان اثر: مریم ثروت

پدید آورنده: مریم ثروت

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1935

معرفی رمان عروس قشقایی

در دوازده‌سالگی، نجلا به خواست یانای، جوانی از ایل قشقایی، نشان می‌شود. اما حادثه‌ای همه‌چیز را زیر و رو می‌کند. یانای در تصادفی از دنیا می‌رود و بر اساس سنت، نجلا به عقد دمیر، برادر دوم خانواده درمی‌آید. دمیر از همان ابتدا از این ازدواج بیزار است و به تهران می‌گریزد. حالا پس از گذشت سال‌ها، پدر دمیر از او می‌خواهد به خانه بازگردد؛ اما بازگشت دمیر نه از سر دلتنگی، بلکه برای اجرای نقشه‌ای است که آینده‌ی نجلا را در تاریکی فرو می‌برد.

بخشی از رمان عروس قشقایی

با صدای ویبره گوشیم گردن کشیدم با دیدن اسم آقا روی صفحه اخم هام تو هم رفت. نفسی گرفتم حوصله آقا رو نداشتم اما اگه جواب نمیدادم ناراحت میشد به اجبار کمی از سارا فاصله گرفتم و گوشی رو جواب دادم._ سلام آقا احوال شما؟ آقا به سنگینی جواب سلامم رو داد و پرسید: چه خبر؟ اوضاع روبه راهه؟ نمی‌دونستم چی بگم. اگه می‌گفتم: «روبه راهه.» می‌گفت پس چرا بر نمیگردی، دست زنت رو بگیری. و برید سر خونه زندگیتون اگه میگفتم: «نه!» میگفت: پس تو تهران چه غلطی میکنم که هنوز نتونستم زندگیمو جمع و جور کنم؟ خوبه بد نیست. شما چه خبر؟ مامان خوبه؟ _ چطور؟ همه خوبن زنتم خوبه و منتظر جناب‌عالیه. اخمی کردم و نگاهم روی سارا چرخید که با قیافه ای گرفته به مکالمه من و آقا گوش می‌داد. _پدر من صد دفعه گفتم نجلا زن من نیست. اون قاتل داداشمه. صدای آقا بالا رفت. _باز نو شروع کردی؟ منم صد دفعه گفتم نجلا زنته. هشت ساله چشمش به دره تا برگردی و برید سر خونه زندگیتون انصاف نیست اینجوری دختر بدبخت رو زابراه کنی.

صدای منم یه نمه بالا رفت. _چه زابراهی آقا؟ اونی که هشت ساله یه توک پا سر خاک مادرش نرفته منم اونی که هشت ساله تو تهران غربت نشین شده منم اون قاتل که خوش و خرم داره تو خونه بابای من گردنش رو کلفت می‌کنه._ این چه مدل حرف زدنه؟ مگه کسی زورت کرده بود برنگردی؟ خودت نخواستی برگردی هر بار زنگ زدم گفتم برگرد شیراز بهانه آوردی که کار داری نگو آقا به خاطر فرار پا به شیراز نمی‌ذاره. _نمی تونم آقا چرا متوجه نیستید؟ من از این دختر متنفرم… صدای نفس حرصی آقا تو گوشی پیچید: باز دوباره حرف خودش رو زد! برای چی متنفری؟ تقصیر این دختر بیچاره چیه که نامزدش تو تصادف مرد و مجبور شده تو دوازده سالگی زن عقدی توی لندهور بشه؟ پوزخندی زدم:هههه. شما مثل اینکه یادتون رفته به خاطر نجات همین دختر دوازده ساله داداشم زیر چرخ های ماشین رفت یانای به خاطر نجلا مرد یادتون که نرفته؟ آقا با یادآوری یانای و مرگش کمی آروم شد و نفسی گرفت.

من نمیفهمم چرا هر سری با هم حرف می‌زنیم، کار رو به اینجا می‌کشونی؟ تو اون تصادف هیچ کس مقصر نبود. نجلا همش دوازده سالش بود. تو این هشت سال که از فوت یانای می‌گذره هنوز هم نتونسته … مرگ یانای رو فراموش کنه تو خودت رو بذار جای نجلا … یانای جلوی چشم‌های نجلا مرد. این دختر هنوز که هنوزه کابوس مرگ یانای رو می بینه و شب‌ها با گریه و زاری از خواب میپره چقدر بی رحمی که بهش میگی قاتل._همینی که هست من نمی‌تونم تحملش کنم نمی خوامش.آقا عصبانی شد…مگه دست توئه؟ هشت ساله دختر بدبخت به پات نشسته، حالا میگی نمی‌خوام؟ قادر خان دیروز اومده.بود تا تکلیف شماها رو روشن کنه میدونی چقدر کلفت بار من کرد؟به من چه که شما خودتون برید و دوختید. اصلا اون موقع به حرف من گوش کردید؟ همش هیجده سالم بود حتى لباس سیاه یانای رو هم از تنم در نیاورده بودم.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: عروس قشقایی
  • ژانر: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
  • نویسنده: مریم ثروت
  • ویراستار: نگاخ دانلود
  • تعداد صفحات: 1935
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!