دانلود جلد اول رمان ریسک از مجموعه بازی ذهن

تماس بگیرید

در یک شهر کوچک، هیولایی در لباس انسان پرسه می‌زند. لانا مایرز، با ذهنی نابغه و قلبی یخ‌زده، به طور سیستماتیک کسانی را که از او سلب آرامش کرده‌اند، از بین می‌برد. اما وقتی پای لوگان بنت، مأمور جذاب اف‌بی‌آی که متخصص ذهن مجرمان است، به زندگی او باز می‌شود، همه چیز تغییر می‌کند. لانا باید بین ادامه انتقام خونین خود یا ریسک کردن برای یک عشق ناامیدکننده تصمیم بگیرد. اما آیا می‌تواند قبل از اینکه لوگان هویت واقعی او را کشف کند، انتخاب درستی داشته باشد؟

توضیحات

دانلود جلد اول رمان ریسک از مجموعه بازی ذهن نوشته نویسنده اس تی ابی pdf بدون سانسور

 

عنوان اثر: ریسک

پدید آورنده: اس تی ابی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 120

معرفی رمان ریسک

در یک شهر کوچک، هیولایی در لباس انسان پرسه می‌زند. لانا مایرز، با ذهنی نابغه و قلبی یخ‌زده، به طور سیستماتیک کسانی را که از او سلب آرامش کرده‌اند، از بین می‌برد. اما وقتی پای لوگان بنت، مأمور جذاب اف‌بی‌آی که متخصص ذهن مجرمان است، به زندگی او باز می‌شود، همه چیز تغییر می‌کند. لانا باید بین ادامه انتقام خونین خود یا ریسک کردن برای یک عشق ناامیدکننده تصمیم بگیرد. اما آیا می‌تواند قبل از اینکه لوگان هویت واقعی او را کشف کند، انتخاب درستی داشته باشد؟

بخشی از رمان ریسک

از پنج که گذشت شروع کردم به ساعتم نگاه کردن و با خودم فکر کردم نکنه واقعا سر کارم گذاشته نمیدونم چی منو وادار کرد بهش زنگ بزنم باهاش لاس بزنم بعدم قرار بذارم شاید به خاطر اینه که نیاز دارم کمتر شبیه به هیولای سرد و بیشتر شبیه به زن باشم.من زنده موندم. بقیه مردن.من زنده موندم ولی احساس میکنم مرده ام.شاید میخوام احساس زنده بودن کنم با توجه به اینکه وقتم ممکنه محدود باشه. وقتی دارم به بدهی عقب افتاده رو پس میگیرم باید قدر هر لحظه رو بدونم این خیلی رمانتیک نیست که وقتی داری یکی رو تیکه تیکه میکنی به به مرد فکر کنی ولی لوگان توی اون سه روز وقتی داشتم بدهیم رو با بن صاف میکردم تو ذهنم بود.نه تو اون گوشه های تاریک ذهنم که برای انتقام رزرو شده ان نه لوگان تو قسمت های خوب ذهنم بود که فکر میکردم دیگه وجود ندارن اون به نور قدیمی رو بیدار کرد که نشون میداد همه خوبی های درونم از بین نرفته.

درست وقتی که میخواستم بهش پیام بدم و ببینم حالش خوبه یا نه یهو یه نفر سر میخوره میاد تو صندلی روبروم و چشمام میپره بالا و به یه جفت چشم آبی ملایم برخورد میکنه میتونستم تمام روز به اون چشمها خیره شم. راستش هیکلشم به اون چشای بی نقصش میاد اما چشماش یجوریه انگار حس گناه و لذت تو یه بسته بندی پیچیده شده و من وسوسه میشم نگاهش کنم. خیلی متاسفم. ناله میکنه و به به گارسون اشاره می زنه خیلی ترافیک زیاد بود مجبور شدم از قدرتم سوء استفاده کنم و چراغ بزنم تا بتونم رد شم.»هر بار باعث میشه لبخند بزنم غافلگیر میشم اشکالی نداره فقط نگران بودم. دروغ میگم البته خب یه جورایی نگران هم بودم. نگران اینکه نکنه سر کارم گذاشته.وقتی می بینه عصبی نیستم به لبخند واقعی و سریع میزنه و بعد گارسون میاد و ما دوتا احمق دست از لبخند زدن به همدیگه بر میداریم.

راستش آخرین باری که اینجوری شکمم از استرس به هم میپیچید رو به یاد نمیارم وقتی زندگیم نابود شد من فقط به نوجوون بودم و رویای معمولی بودن تا همیشه دور از دسترس من قرار گرفت. این انسانی ترین حسیه که بعد از مدت های طولانی دارم در حالی که اون فقط اومده سر راهش تا محل کار یه قهوه بزنه هردومون سفارش میدیم و گار ون بعد از به نگاه سریع به اون اون و یه چشمک به من انگار که سلیقم رو تایید میکنه میره البته که من به تایید اون نیازی ندارم. می پرسه «خب چی باعث شد قبول کنی منو ببینی؟» ظاهرا از ا از حرفای معمولی میگذره حدس میزنم این عاقلانه باشه چون و چون وقتمون محدوده. ناگفته نماند که شغلش بازجوییه پس طبیعیه که قرار رو اینجوری شروع کنه.تصمیم میگیرم بهش نگم که اون باعث میشه به جای هیولایی که مجبور شدم بشم، حس کنم به زنم چون اگه این رو بگم یه جورایی منو زندانی میکنه و کلید رو هم میندازه دور.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در یک شهر کوچک، هیولایی در لباس انسان پرسه می‌زند. لانا مایرز، با ذهنی نابغه و قلبی یخ‌زده، به طور سیستماتیک کسانی را که از او سلب آرامش کرده‌اند، از بین می‌برد. اما وقتی پای لوگان بنت، مأمور جذاب اف‌بی‌آی که متخصص ذهن مجرمان است، به زندگی او باز می‌شود، همه چیز تغییر می‌کند. لانا باید بین ادامه انتقام خونین خود یا ریسک کردن برای یک عشق ناامیدکننده تصمیم بگیرد. اما آیا می‌تواند قبل از اینکه لوگان هویت واقعی او را کشف کند، انتخاب درستی داشته باشد؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ریسک
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: اس تی ابی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 120
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!