دانلود رمان دگردیسی

40,000 تومان

فلور، دختر نوجوان هفده ساله‌ای که درگیر اعتیاد به چسب و بنزین است و به سقوط نزدیک شده، با چالش بزرگی روبروست. میثم، پسر عموی پر ایمان او، قصد دارد او را به مسیر درست زندگی بازگرداند، اما به تدریج تحت تأثیر شخصیت و رفتارهای فلور قرار گرفته و…

 

توضیحات

دانلود رمان دگردیسی نوشته نویسنده غزل پور نسائی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: دگردیسی

پدید آورنده: غزل پور نسائی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 528

معرفی رمان دگردیسی

فلور، دختر نوجوان هفده ساله‌ای که درگیر اعتیاد به چسب و بنزین است و به سقوط نزدیک شده، با چالش بزرگی روبروست. میثم، پسر عموی پر ایمان او، قصد دارد او را به مسیر درست زندگی بازگرداند، اما به تدریج تحت تأثیر شخصیت و رفتارهای فلور قرار گرفته و…

بخشی از رمان دگردیسی

وارد خانه شد و در را بست لحظه ی ورود نگاهش روی مادرش ثابت ماند که کنج دیوار چمباتمه زده بود قلبش از درد فشرده شد با اخم های در هم گفت: مامان چرا اون گوشه نشستی؟ مادرش سر بلند کرد و با چشم های بی فروغش به او زل زد قلب میثم تیر کشید کلافه دستی به سر و صورتش کشید: چی شده مامان؟حاج پرویز استکان چای را درون تعلیکی گذاشت و به آرامی رو به میثم گفت: ظهر که تو رفتی خونه خواهرت سمیه زنگ زد. میثم به گل های قالی زل زد و چیزی نگفت شرم در دلش نشست. خوب می دانست سمیه به حاج بابا چه گفته بود حاج پرویز سرش را به سمت حوری چرخاند و گفت: به من گفت میثم می خواد حواسشو بده به کارهای فلور. و انگار با خودش حرف بزند به طعنه ادامه داد: یکی نبود بهش بگه تا الان پس من اینجا چی کار میکردم؟ بیو گلابی بودم؟ میثم خودش را جمع و جور کرد از دست دو خواهر بزرگترش عصبانی بود. ته دلش راضی نبود تا با آنها همدستی کند حاجی هر خطایی کرده بود پدرشان بود دلش نمی خواست مقابل رفتار پدرش بایستد.

زیر لب گفت: دور از جونتون حاجی. حاج پرویز لب زیرینش را جلو فرستاد و سری تکان داد و گفت: خیلی خوب حتما خواهر هات چیزی میدونن که گفتن تو بهتر از من می تونی این دختره رو کنترل کنی من دیگه برای سمیه از محرم و نامحرمی نگفتم. نگفتم این پسر و دختر به هم حرومن و ممکنه به گناه بیوفتن. با شنیدن این حرف میثم سر بلند کرد و با دلخوری به پدرش چشم دوخت حاج پرویز چشمانش را درشت کرد؛ چیه پسر؟ بهت بر خورد؟‌ میثم دوباره سرش را پایین انداخت ای کاش فرصتی پیش می آمد و این موش و گربه بازی نقش بر آب میشد اصلا ای کاش هاجر و سمیه می آمدند اینجا و مستقیم با حاجی در مورد بود و نبود زیور صحبت میکردند تا او مجبور نمی شد با فلور سر و کله بزند با یادآوری رفتار فلور داخل حیاط لب هایش را روی هم فشرد. دخترک هوایی بود حال و بی حال بود چطور میخواست او را کنترل کند؟ خیلی خوب بیا برو این دختر و کنترل کن ببینم تو بلدی یا من. روحی مداخله کرد و با دستپاچگی گفت: حاجی حالا شاید از پسش بر اومد.

حاج پرویز نگاه تندی به زنش انداخت و گفت: آره همه ی مشکلات من و شما حل شده.فقط مونده سر به راه شدن فلور. روحی چیزی نگفت و با نگرانی به شوهرش چشم دوخت حاج پرویز از روی زمین بلند شد و همانطور که به سمت دستشویی می رفت.رو به میثم گفت: برو دیگه پسر برو ببینم از پس این دختر بر میای یا نه خواهرت یه جور حرف زد انگار تقصیر منه که این دختره ساعت ده شب میاد خونه و تو پمپ بنزین ها پرسه می زنه و در دستشویی را باز کرد و گفت: برو دیگه برو این گوی و این میدان ببینم امشب میتونی کاری کنی زودتر از هشت شب خونه باشه؟ اصلا هشت شب پیشکش نه خونه باشه نه شب هم نه، نه و نیم خونه باشه؟ میثم اخم هایش را در هم گره کرد به هم ریخته بود سرش را بلند نکرد تا چشمش به چشمان عصبی پدرش نیوفتد گفته بود این راهش نیست اما هیچ کدام از خواهرانش حرفش را گوش نکردند.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
فلور، دختر نوجوان هفده ساله‌ای که درگیر اعتیاد به چسب و بنزین است و به سقوط نزدیک شده، با چالش بزرگی روبروست. میثم، پسر عموی پر ایمان او، قصد دارد او را به مسیر درست زندگی بازگرداند، اما به تدریج تحت تأثیر شخصیت و رفتارهای فلور قرار گرفته و…  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دگردیسی
  • ژانر: عاشقانه، روانشناسی
  • نویسنده: غزل پور نسائی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 528
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!