دانلود رمان دچارت نیستم

30,000 تومان

لبات مزه‌ی سیب می‌ده… منم همون حوّای خطاکار، که بهشتش توی آغوش توئه، با همین بوسه‌های ممنوعه.

 

توضیحات

دانلود رمان دچارت نیستم نوشته نویسنده سمیرا ایرتوند pdf بدون سانسور

عنوان اثر: دچارت نیستم

پدید آورنده: سمیرا ایرتوند

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1812

معرفی رمان دچارت شدم

لبات مزه‌ی سیب می‌ده… منم همون حوّای خطاکار، که بهشتش توی آغوش توئه، با همین بوسه‌های ممنوعه.

بخشی از رمان دچارت شدم

برق نگاهش برایم عجیب بود تا به امروز کسی ادعا نکرده بود دوستم دارد پول قهوه ام را حساب نکرده و پنهانی برایم گل نگذاشته بود برای همین نمی‌توانستم درکش کنم._پس واقعا روت جدیه؟با عشوه گفت: خیلی ام جدیه._ تو چی؟لبش را گزید و با صدایی لرزان و آهسته گفت: منم.حال قشنگش قلبم را تحت تاثیر داد._پس صبر کن مسئله رو جدی تر مطرح کنه ببین اصلا قصدش دوستیه یا آشنایی قبل از ازدواج؟_بهش فکر میکنم استرس میگیرم، عمرا جرات کنم به داداشم بگم. قبل از اینکه فرصت کنم با شعارهای امیدبخش دلداری اش دهم کاوه «یا الله» گویان وارد خانه شد._به به رها خانم از این ورا.کاوه برادر کوچک کیانا بود و پسری خونگرم و خوش مشرب که خیلی زود با من هم صمیمی شد. با کاوه سلام و علیک کردم و طبق معمول بدون تعارف نشست وسط هر دو نفرمان اصولا کاوه راحت برخورد می کرد. رفتم بانک درخواست کارتخوان سیار بدم…قرار بود کاوه به اسم خودش برایم دستگاه را بگیرد.

و من یک خط در میان با دستگاه کاوه کارت بکشم تا مجبور نباشم تمام در آمدم را تقدیم شهره کنم. خب ‌ی گفتم و او ادامه داد: ولی این راهش نیست نامادریت داره واقعا ازت سواستفاده میکنه؛ متاسفانه تو دست شهره دو تا نقطه ضعف بزرگ داری هم میترسی ولت کنه هم می ترسی اون خونه رو از دست بدی. کیانا کلافه پوفی کشید: اینا رو که خودمون می‌دونیم اما مگه چاره ی دیگه ای داره؟ کاوه شماتت بار نگاهش کرد: اجازه بدی توضیح میدم تو به خاطر بچگیت و خاطره ی تلخ اون روزها دچار فوبیا شدی من درکت میکنم طرد شدن سخته و تکرارش سخت تر… اما قبول کن دیر یا زود رابطه تو و زنی که باهات هیچ نسبتی نداره تموم میشه پس قبل از پایان این رابطه خودت به حرکت بزن یه جورایی غافلگیرش کن.کیانا با کف دست به صورتش کوبید_چی میگی کاوه مگه همچین چیزی میشه؟یعنی منو تو انقدر تو خونه ی خودمون سهم نداریم به مدت مهمون داشته باشیم ایراد منو تو اینه همیشه در برابرش بله چشم گفتیم

باید بهش نشون بدیم مام آدمیم و میتونیم خودمون تصمیم بگیریم.قربون دستت واسه نشون دادن قدرتت منو داخل دعواهاتون نکن. من مطمئنم اون داداشتونو منو با تیپ پا از خونه ش میندازه بیرون_داداشم همچین آدمی نیست، کاوه توام زیادی پر توقعی._اونم یه عوضیه مثل شهره تمام ارث پدر ما رو بالا کشیده._داداش اونجوری نیست هزار بار گفته ما به سن و سال مناسب برسیم سهممون رو میده_سن مناسب کی میشه؟ من بیست سالمه توام بیست و دو سال منتظره سر و سامان بگیریم._توام همهش طرف اونی مگه به من نگفت زن بگیرم سهممو میده؟ کیانا با تکان سر تایید کرد: دقیقا سه بار من تا پای نامزدی رفتم و اون به همش زد.شگفت زده به کاوه نگاه کردم_مگه تو چند سالته که سه بار نامزدی کردی؟ نکنه فقط واسه سهمته؟ _به یکیشون خیلی علاقه داشتم اما کثافت رگشو زد و روز عقد پشیمان شد._چطوری._بهش وعده ی ازدواج داد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
لبات مزه‌ی سیب می‌ده… منم همون حوّای خطاکار، که بهشتش توی آغوش توئه، با همین بوسه‌های ممنوعه.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دچارت نیستم
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سمیرا ایرتوند
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1812
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!