دانلود رمان دوازده ثانیه

35,000 تومان

خواستگاری… اعلام یک وصلت قدیمی… طیّان، خسته از تصمیم دیگران، پناه به پشت‌ بام می‌برد. زمین می‌لرزد. بم می‌میرد. او می‌ماند. می‌ماند تا ویرانه‌ها را کنار بزند، تا نجات دهد. میان خاک و آه، مریم را می‌یابد. دلش آرام می‌گیرد… اما نه برای همیشه. مریم در شبی سرد می‌میرد. پانزده سال گذشته. طیّان حالا در آمریکاست، هنوز زیر همان آوارِ قدیمی …

 

توضیحات

دانلود رمان دوازده ثانیه نوشته نویسنده صاحبه پور رمضانعلی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: دوازده ثانیه

پدید آورنده: صاحبه پور رمضانعلی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1076

معرفی رمان دوازده ثانیه

خواستگاری… اعلام یک وصلت قدیمی… طیّان، خسته از تصمیم دیگران، پناه به پشت‌ بام می‌برد. زمین می‌لرزد. بم می‌میرد. او می‌ماند. می‌ماند تا ویرانه‌ها را کنار بزند، تا نجات دهد. میان خاک و آه، مریم را می‌یابد. دلش آرام می‌گیرد… اما نه برای همیشه. مریم در شبی سرد می‌میرد. پانزده سال گذشته. طیّان حالا در آمریکاست، هنوز زیر همان آوارِ قدیمی …

بخشی از رمان دوازده ثانیه

خواستگاری… اعلام یک وصلت قدیمی… طیّان، خسته از تصمیم دیگران، پناه به پشت‌بام می‌برد. زمین می‌لرزد. بم می‌میرد. او می‌ماند. می‌ماند تا ویرانه‌ها را کنار بزند، تا نجات دهد. میان خاک و آه، مریم را می‌یابد. دلش آرام می‌گیرد… اما نه برای همیشه. مریم در شبی سرد می‌می‌رد. پانزده سال گذشته. طیّان حالا در آمریکاست، هنوز زیر همان آوارِ قدیمی …بعد نگاهی به من می‌کند.- ساکتی عمو ؟! به دایی مجید که ناراحتی در چهره اش مشهود است نگاه میکنم دایی مجیدی که با هفت سال تفاوت سنی فقط دایی نیست بهترین رفیقم است. میداند که به ازدواج در بیست و پنج سالگی فکر نمیکنم آن هم با غنچه سری تکان می‌دهد و چشم می‌بندد، به معنی این که چیزی نگویم و فعلاً سکوت کنم.چیزی نیست عمو فقط یه کم شوکه شدم.زن عمو جیران می‌خندد خنده ای که باعث می‌شود تمام اندامش بلرزد وزنش بالاست اما به قول مامان نمکش به همین هیکلش است. _وا آقا نادر خب بچه م هل شده، حرف یه عمر زندگیه خودتون رو یادتون نیست؟

عمو دست به سبیل نه چندان بلندش می‌کشد و می‌گوید: – مگه از یاد رفتنیه جیران خانم؟ آنها می‌خندند و من فکر می‌کنم می‌شود برای آینده دو نفر تصمیم گرفت و از خودشان نظری نخواست؟!نظری که بی شک تأثیر مستقیم در آینده مان دارد. حس بیهودگی و بی عرضگی دارم که حتی نمی‌توانم برای خودم تصمیم بگیرم بیشتر از غنچه دلگیرم که می خندد. دیگر تحمل بودن در این جمع را ندارم حداقل این لحظه و ساعت تحقیق یکی از دوست هایم را در دست دارم که قول داده ام کامل بررسی اش کنم. قرار است فردا به او برسانم تا شنبه به استادش تحویل دهد. بهانه خوبی برای رفتن از این جمع می‌شود که حالا حالاها نمی خوابند قرار به بیدار ماندن و حرف زدن از آینده من است. باز هم مثل هر سال خانم ها می مانند و مردها بر می گردند. البته فقط شب؛ دوباره خورشید که طلوع میکند خانه شلوغ می‌شود. کمی دیگر مینشینم و سعی دارم طوری رفتار کنم که کسی شک نکند و به حال افتضاح درونم پی نبرد. ساعت از ده گذشته و دیگر حتی بوی غذای خوشمزه مامان که هوش از سر آدم می‌برد

ترغیبم نمی‌کند به نشستن بلند که می‌شوم اولین نفر نگاه خاله مینو به من می افتد. خاله بزرگتر از مادرم که برایم کمتر از مادر نیست. – کجا خاله؟ می‌خوایم سفره بندازیم. برای این که حرفی برای گفتن نماند، دو عدد کلمپه دست پخت مامان را که از صبح در تدارکش است بر می‌دارم و می‌گویم_والا این قدر که اینو خوردم جا واسه شام ندارم خاله مامان می‌دونه دارم رو تحقیق دوستم کار می‌کنم این روزا هم این قدر درگیر بودم درست حسابی نرسیدم بهش قبل امتحانش باید تحویل بده می‌رم بالا که تکمیلش کنم شنبه باید تحویلش بدم. بابا نگاه عاقل اندر سفیهی به من می اندازد.- برو بابا جون برو که فردا، پس فردا هم کار اینجا نمی‌ذاره برسی بهش بعدشم که به امید خدا باید پی کارهای عروسی باشیم. سری تکان می‌دهم و بعد از عذرخواهی از جمع بلند می‌شوم به اتاقم در طبقه بالا می‌روم و دلم آسمان را می‌خواهد با ستاره های بزرگ و دست نیافتنی اش هوای اول دی ماه سرد است اما نه آن قدر که از دیدن آسمان دست بکشم

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
خواستگاری... اعلام یک وصلت قدیمی... طیّان، خسته از تصمیم دیگران، پناه به پشت‌ بام می‌برد. زمین می‌لرزد. بم می‌میرد. او می‌ماند. می‌ماند تا ویرانه‌ها را کنار بزند، تا نجات دهد. میان خاک و آه، مریم را می‌یابد. دلش آرام می‌گیرد... اما نه برای همیشه. مریم در شبی سرد می‌میرد. پانزده سال گذشته. طیّان حالا در آمریکاست، هنوز زیر همان آوارِ قدیمی ...  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دوازده ثانیه
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: صاحبه پور رمضانعلی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1076
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!