دانلود رمان داریو

30,000 تومان

در میان تاریکیِ جهان مافیا، که مرز عشق و خیانت در آن محو شده، کیارا دختری بود با آرزوهایی روشن‌تر از سپیده‌دم. اما شب تولد هجده‌سالگی‌اش، تقدیر چهره‌ی دیگری نشان داد.او دریافت که سرنوشتش با مردی گره خورده به نام داریو کاستلو — چهره‌ای مرموز و هراس‌انگیز که سایه‌اش بر تمام شهر گسترده بود.اکنون، در میان رقص‌های مجلل و زمزمه‌های رازآلود، کیارا باید میان عشق و وظیفه یکی را برگزیند.

توضیحات

دانلود رمان داریو نوشته نویسنده لیانا دیاکو pdf بدون سانسور

عنوان اثر: داریو

پدید آورنده: لیانا دیاکو

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 590

معرفی رمان داریو

در میان تاریکیِ جهان مافیا، که مرز عشق و خیانت در آن محو شده، کیارا دختری بود با آرزوهایی روشن‌تر از سپیده‌دم. اما شب تولد هجده‌سالگی‌اش، تقدیر چهره‌ی دیگری نشان داد.او دریافت که سرنوشتش با مردی گره خورده به نام داریو کاستلو — چهره‌ای مرموز و هراس‌انگیز که سایه‌اش بر تمام شهر گسترده بود.اکنون، در میان رقص‌های مجلل و زمزمه‌های رازآلود، کیارا باید میان عشق و وظیفه یکی را برگزیند.

بخشی از رمان داریو

_کارت خوب بود بچه جون.سالواتوره وانمود می‌کنه که از به هم ریختن موهاش عصبیه اما می‌تونم لبخند غروری که گوشه ی لبش میاد ببینم می‌تونم به جرات بگم انقدر که تایید سرجیو براش مهمه تایید پدرم براش مهم نیست. یک ربع بعد در حالی که سرجیو یه دوش سرسری گرفته و یه تیشرت تنگ مشکی روی جین همرنگ پوشیده تو اتاقش آماده است که با من صحبت کنه. انقدر بی حوصله شدم که وقتی روی کاناپه اتاقش کنارم می‌شینه بی مقدمه و با لحنی عصبی میگم:ببین سرجیو اگر من رو سر کار گذاشتی بهت قول میدم به اندازه ی کافی اذیتم کردی فقط بگو دیشب چرت و پرت گفتی و اون غریبه هم از دوستای خودت بوده من هم قول میدم به شیرین بازیت بخندم و به بابا و مامان نگم چیکار کردی و به زندگی عادیمون برمیگردیم.دروغ نمیگم واقعا انتظار دارم بزنه زیر خنده و حرفم رو تایید کنه اما با خونسردی کامل سرش رو به چپ و راست تکون میده و جواب میده: هیچ شیرین بازی در کار نیست کیارا تمام قرارها گذاشته شده

داریو کاستلو تنها پسر برونو کاستلو کاپوی میامیه و تو و اون آخر همین پاییز با هم ازدواج می‌کنید. انقدر شوکه ام که چند لحظه فقط خیره نگاهش می‌کنم و اینبار دیگه این برادرم نیست که جلوی من نشسته من میتونم تو عمق چشمای سیاهش همون روانی خونخواری رو ببینم که دوستام بارها در موردش باهام حرف زده بودن بغضم رو قورت می‌دم و سعی میکنم خودم رو جمع و جور کنم_من با بابا حرف می‌زنم تو نمیتونی همچین کاری کنی.”_معلومه که نمی‌تونم من فعلا هیچ سمتی تو مافیای نیویورک ندارم فقط پسر بزرگ کاپو هستم این تصمیمیه که بابا خودش گرفته اون و پدر داریو حرفاشون رو زدن و قرارها رو گذاشتن. یعنی می‌خوای باور کنم تو نقشی تو این قضیه نداشتی؟ که سفر ماه پیشت به میامی فقط برای تفریح بوده؟” نفس عمیقی میکشه و خبر بد بعدی رو بدون مقدمه مثل یه بمب روی سرم می‌ندازه:”من این پیشنهاد رو به پدر دادم به میامی رفتم و با داریو کاستلو حرف زدم و متقاعدش کردم همه ی این ماجرا ایده ی من بود.” اینبار طاقت نمیارم و اشکم سرازیر می‌شه

حس آدمی رو دارم که از نزدیک ترین کسش رو دست خورده سرجیو با دیدن اشکام بالاخره کمی نرم می‌شه دست دراز می‌کنه که موهام رو نوازش کنه اما عقب می‌کشم و با صدایی گریون میگم: من زیر بار نمی‌رم سرجیو امکان نداره بله بگم. چند لحظه عمیق نگاهم می‌کنه و در کمال تعجبم سرش رو بالا و پایین می‌کنه _می‌فهمم این حق توئه که بخوای نه بگی. اخمام می‌ره تو هم و گیج میشم بعد از کمی سکوت ادامه می‌ده. اما این نه برای خانواده ی ما مرگبار خواهد بود کیارا پس بهتره قبل از اینکه کاری بکنی خوب به همه چیز فکر کنی.اشکم بند میاد و توجهم جلب می‌شه گونه های خیسم رو با دست پاک می‌کنم و می‌پرسم: منظورت چیه؟”_این ازدواج تضمین بقای خانواده ی ماست. تضمین سالم موندن همه مون. کمی تو جاش تکون می‌خوره و بهم نزدیک تر می‌شه و ادامه می‌ده اوضاع ما تو بیزینس اصلا خوب نیست. امبرتو بارتولینی ضربه های سختی به بابا زده که بیشتر از ضرر مالی ضرر حیثیتی به دنبال داشته همه فکر می‌کنند ما ضعیف شدیم که درست هم فکر می‌کنند. ما نیاز به یه متحد قوی داریم کسی که…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در میان تاریکیِ جهان مافیا، که مرز عشق و خیانت در آن محو شده، کیارا دختری بود با آرزوهایی روشن‌تر از سپیده‌دم. اما شب تولد هجده‌سالگی‌اش، تقدیر چهره‌ی دیگری نشان داد.او دریافت که سرنوشتش با مردی گره خورده به نام داریو کاستلو — چهره‌ای مرموز و هراس‌انگیز که سایه‌اش بر تمام شهر گسترده بود.اکنون، در میان رقص‌های مجلل و زمزمه‌های رازآلود، کیارا باید میان عشق و وظیفه یکی را برگزیند.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: داریو
  • ژانر: عاشقانه، مافیایی، بزرگسال
  • نویسنده: لیانا دیاکو
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 599
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!