دانلود رمان بستنی وانیلی

40,000 تومان

از روزی که کاوه سروش را ترک کرد، دو سال سپری شده است. سروش بارها تلاش کرده او را به زندگی بازگرداند، ولی همواره راه‌ها به بن‌بست رسیده‌اند.یک صبح عجیب، بوی آشنا و شیرین کاوه در فضای خانه جاری می‌شود، بی‌آنکه اثری از خودش باشد. خشم سروش به او فرمان می‌دهد پایان همه‌چیز را رقم بزند. اما تقدیر نقشه‌ای دیگر دارد؛ انتقامی بزرگ، همانند صاعقه، بر سر او و خاندان زند فرود می‌آید.

 

توضیحات

دانلود رمان بستنی وانیلی نوشته نویسنده آتوسا ریگی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: بستنی وانیلی

پدید آورنده: آتوسا ریگی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 357

معرفی رمان بستنی وانیلی

از روزی که کاوه سروش را ترک کرد، دو سال سپری شده است. سروش بارها تلاش کرده او را به زندگی بازگرداند، ولی همواره راه‌ها به بن‌بست رسیده‌اند.یک صبح عجیب، بوی آشنا و شیرین کاوه در فضای خانه جاری می‌شود، بی‌آنکه اثری از خودش باشد. خشم سروش به او فرمان می‌دهد پایان همه‌چیز را رقم بزند. اما تقدیر نقشه‌ای دیگر دارد؛ انتقامی بزرگ، همانند صاعقه، بر سر او و خاندان زند فرود می‌آید.

بخشی از رمان بستنی وانیلی

اینجا هم ولش نمیکرد؟ اینجا هم آن آبی‌ها دست از سرش برنمیداشتند؟ با خشم دندان روی هم سایید. نفسی گرفت کاریش نمیشد کرد بوی عجیبی میداد خانه بوی ماندگی پوزخندی روی لب سروش جا خوش کرد. این بوی خانه نبود این عطر فرسودگی و فرو رفتگی خود سروش بود.تمام چمدان ها و کارتن ها را به داخل آورد و در را بست. پیرهن چهارخانه قرمز مشکی اش را درآورد و بعد از آن کلاهش را حتی یک لحظه هم ننشست.در راه برای خودش کمی مواد غذایی خریده بود. ابتدا یخچال را به کار انداخت. سپس برای خودش اسپرسویی درست کرد. نشسته بود روی صندلی آشپزخانه و به نقطه ای خیره شده بود. افکارش آشفته و درهم و برهم بودند. اینکه هنوز آماده نبود بیشتر عصبی اش میکرد.موبایلش دوباره زنگ خورد لحظه ای تکان خورد تا سمت موبایل شیرجه بزند؛ اما خودش را کنترل کرد اسپرسو اش را نوشید. بلند شد و برای باز کردن اسبابش به هال رفت همانطور که در حال انجام کارهایش بود.ذهنش دور و بر موبایل و کسی که تماس گرفته بود میچرخید.

لوازمش را با آرامش جابجا کرد هر چند آرامشی تظاهری انگار هیچ عجله ای نداشت. خودش را با چیدن لباس هایش در کشوی دراور و آویزان کردن در کمد سرگرم کرد.بعد از اینکه کارش تمام شد به خودش اجازه داد که موبایلش را چک کند. کاوه نبود تمام برنامه های گوشی اش را چک کرد. خبری از کاوه نبود. برای ستاره که چند پیام دیگر هم ارسال کرده بود نوشت: به ستایش بگو رفتن توی عمارت زندو زندگی قبلیشو توی خواباش ممکنه ببینه اگه بازم زر زد ممکنه اون خونه رو پس بدمو یه جای پایینتر بگیرم پس دهنشو ببنده و عادت کنه به اونجا پیامش را ارسال کرد و روی میل ولو شد. دو سال تمام همه غرغرها را شنیده و حرف نزده بود. دو سال تمام مدارا کرده بود. دو سال تمام شده بود ،چشم چشم چشم. دیگر طاقتش سر آمده بود دیگر نمیتوانست تحمل کند. کاش فرار کردن را بلد بود کاش پدرش پیش از آنکه فلنگش را ببندد،در رفتن را به او یاد میداد برای چه مانده بود؟ برای چه فقط ماندن را بلد بود؟ ماندن و تاب آوردن این ها میراث کوفتی چه کسی بودند که به او رسیده بود؟

سیگاری آتش زد و با فرستادن اولین دود از دهانش با وکیلش تماس گرفت موبایل را کنار گوشش قرار داد و با بی حالت ترین حس ممکن لب زد: بیا بازی کنیم کاوه زند. با شنیدن صدای «بله» از جانب وکیلش فورا از او خواست کارهای طلاقش را انجام دهد و خودش صفر تا صد را پیش ببرد.احتما، خانم زند. -فقط اینکه لطف کنید فردا صبح یا عصر، هر زمان که براتون مقدوره تشریف بیارید دفتر که در باب این مسئله صحبت کنیم!-بله حتما عصر بنظرم خوبه چه ساعتی؟-۰ مناسبه برای شما؟ سروش بدون آنکه نگران جلسه یا قراری باشد، بلافاصله جواب داد: عالیه…- پس شد فردا ساعت ۵ عصر -بله. بعد از قطع شدن مکالمه دوباره تکیه داد و به سیگارش یک عمیقی زد. زد. اگر بنا نبود فردا صبح سراغ هرکات (haircut) برود قطعا اولین فرصتش را برای دیدار با وکیل اختصاص می‌داد.ضعف کرده بود در طول روز هیچ چیز نخورده بود بدتر از همه اینکه کاوه با سکوتش داشت او را بیش از پیش عصبی میکرد چرا هیچ واکنشی نشان نمیداد؟ سیگارش را در زیر سیگاری خاموش کرد و به آشپزخانه رفت…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
از روزی که کاوه سروش را ترک کرد، دو سال سپری شده است. سروش بارها تلاش کرده او را به زندگی بازگرداند، ولی همواره راه‌ها به بن‌بست رسیده‌اند.یک صبح عجیب، بوی آشنا و شیرین کاوه در فضای خانه جاری می‌شود، بی‌آنکه اثری از خودش باشد. خشم سروش به او فرمان می‌دهد پایان همه‌چیز را رقم بزند. اما تقدیر نقشه‌ای دیگر دارد؛ انتقامی بزرگ، همانند صاعقه، بر سر او و خاندان زند فرود می‌آید.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: بستنی وانیلی
  • ژانر: عاشقانه، معمایی، هیجانی
  • نویسنده: آتوسا ریگی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 357
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!