دانلود رمان اسمارتیز

30,000 تومان

آریا فروهر برای بچه‌هاش پرستار استخدام می‌کنه و دنیز خانم مرادی انتخابش می‌شه؛ کسی که تو خرابکاری استاد بی‌رقیب است. نتیجه اینه که آریا به جای سه بچه، باید حواسش به چهار نفر باشه و با شیطنت‌ها و بلاهایی که دنیز و بچه‌ها ایجاد می‌کنن دست و پنجه نرم کنه. در همین حین، آریا نمی‌دونه قلبش به دست ملکه‌ی عذابش گرفتار شده…

 

توضیحات

0دانلود رمان اسمارتیز نوشته نویسنده نازنین محمد حسینی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: اسمارتیز

پدید آورنده: نازنین محمد حسینی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 1722

معرفی رمان اسمارتیز

آریا فروهر برای بچه‌هاش پرستار استخدام می‌کنه و دنیز خانم مرادی انتخابش می‌شه؛ کسی که تو خرابکاری استاد بی‌رقیب است. نتیجه اینه که آریا به جای سه بچه، باید حواسش به چهار نفر باشه و با شیطنت‌ها و بلاهایی که دنیز و بچه‌ها ایجاد می‌کنن دست و پنجه نرم کنه. در همین حین، آریا نمی‌دونه قلبش به دست ملکه‌ی عذابش گرفتار شده…

بخشی از رمان اسمارتیز

والا شما بی شوهر شدی از نظر من بی شوهر شدن بهتر از اینه که ماهی پنج تومن لای قسط باشی تازه یارو سیبیلو بگه بیا زنم شو!-فرهاد ذلیل شده الهی به عزات بشینم کفن پیچت کنم مرده و زنده ات خیر نبینن.اشتباه فکر میکنین مامان عاشق باباس. راستش ما هم عاشقشیم فقط نمیدونیم چی شد که انداختمون توی این هچل…با وجود اینکه من رو توی این دردسر انداخته بود بازم خوشحال بودم که زنده اس و یه گوشه ی این کره خاکی داره زندگی میکنه من با تموم اخلاقای گوهش عاشقش بودم وگرنه مگه مغز خر خوردم برم سیصد ملیون سفته براش امضا کنم؟ کم پولیه؟ نه والا برای ما کم پولی نیست…- حالا چه کاری هست؟ شونه ام رو انداختم بالا دینا کنترل تلویزیون رو برداشت و صداش رو کمتر کرد تا بیشتر از این برای رسوندن صدامون به همدیگه توی این یه وجب خونه داد نزنیم.-نوشته بود پرستار بچه پنج تومن میدن میتونم چهار بدم به سیبیل یه تومنم بمونه جیبم.

اون یه تومن اضافیشم چهارتا بند از شیش تا لباس برای مردم بدوز جور بشه دیگه. یهو یه طوری لبش رو بین دو تا دندونش فشار داد که گفتم الان لبش قلفتی کندن میشه خاک بر سرم نکنه ازت بخوان مواد جابجا کنی؟دستبند مهره ای رنگیم رو بین دو تا دستم جابجا میکردم. هی کشش رو میکشیدم و هی از این دست به دست به اون دست می انداختم. تهش میگن جابجا کن دیگه…وای خاک بر سرت نکنی این کارو انقدر دستبند رو کشیدم که یهو همه ی مهره هاش پخش زمین شد.- ای الهی به عذات بشینم. قول میدم زودتر خودم رو خلاص کنم شما به عزام بشینین بابا ول کن ننه جان زنده و مردمو ده بار میکشی با این حرفات.خم شدم همونطور که مهره ها رو جمع می کردم گفتم: منم نمیدونم چی به چیه آگهیش توی یه سایت کاریابی بود برم ببینم خانمه چی میگه الان برم زن خیابونی هم بشم انقدر بهم پول نمیدن.فحش دون مامان حسابی راه افتاده بود. حین حاضر شدنم زنده و مرده ی بابا رو فحش داد.

حقیقتا هم همه ی تقصیرها گردن بابا بود. همونطور که گفتم ایشون یه نموره بی عرضه تشریف داشتن. بابا موقعیت های خوبی برای کار کردن و پول درآوردن داشت ولی رفیق بازی همیشه کار دستش میداد. با سیبیل یه ماشین میفروختن و بعد شروع میکردن به رفیق بازی حالا سیبیل تا ماشین بعدی صد تا دیگه می فروخت ولی بابا همون یدونه رو تا قرون آخر که خرج نمی کرد نمی رفت سراغ بعدی ما همیشه بدبخت بودیم. یادم نیست بگم مامان اینو میخوام پول دبیاره بده بهم بدبختی هم عالمی داره دیگه چه کنیم….حالا فعلا از دانشگاه هم مرخصی گرفته بودم ببینم ترمای بعدی چه خاکی به سرم میریزم ترم های آخر و ژوژمانا نمیذاشت هم به کار برسم و هم به دانشگاه اگر کار هم پیدا نمیکردم باید میرفتم زندان پس قطعا دیگه درس خوندن شدنی نبود.خونه ای که بهم آدرسش رو دادن دور بود… در واقع اونا از بالای نقشه از پونز زده بودن بیرون و ما از بخش جنوبی نقشه خارج پونز بودیم….

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
آریا فروهر برای بچه‌هاش پرستار استخدام می‌کنه و دنیز خانم مرادی انتخابش می‌شه؛ کسی که تو خرابکاری استاد بی‌رقیب است. نتیجه اینه که آریا به جای سه بچه، باید حواسش به چهار نفر باشه و با شیطنت‌ها و بلاهایی که دنیز و بچه‌ها ایجاد می‌کنن دست و پنجه نرم کنه. در همین حین، آریا نمی‌دونه قلبش به دست ملکه‌ی عذابش گرفتار شده…  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: اسمارتیز
  • ژانر: عاشقانه، طنز، کلکلی
  • نویسنده: نازنین محمد حسینی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 1722
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!