توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان نفوذی عاشق از ناولستان
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان نفوذی عاشق
✏️ نویسنده رمان: مهدیه رزازپور
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان نفوذی عاشق برای موبایل و کامپیوتر از ناولستان
زندگی پر از اتفاق های هست که خبر نمیکند. گاهی شیرین، گاهی هم تلخ. یه جای تو زندگیت مجبور به انتخاب میشی.
انتخابی که شاید بهترین نباشه. شاید کامل نباشه. اما انتخاب توست و تو مجبوری سالها دست و پا بزنی و غرق بشی در این انتخاب.
بالاخره رسیدم. پول آژانس رو حساب کردم و پیاده شدم. اووففف که از ترافیک متنفر بودم.
هوا کم کم داشت آتیش بارون میشد. خوب آفتاب خانم موهامو جمع کن خفه شدم.
چشمم به گل فروشی افتاد، رفتم سمتش، وقتی وارد شدم از اون همه بوی خوش سر مست شدم.
عاشق گل ها بودم.
این گل فروشی هم فقط گل طبیعی داشت و چندان هم بزرگ نبود.
برای همین هم اینجا رو دوست داشتم. از گل فروشی ها بزرگ که فقط گل مصنوعی داشتن، خوشم نمیامد.
یه چرخی داخل گل فروشی زدم و سه شاخ گل رز خریدم و از گل فروشی دل کندم و رفتم سمت رستوران.
در رو باز کردم و وارد شدم. این رستوران رو دوست داشتم.
به جای بوی غذا، بوی عطر و اود میامد. به جای صدای چنگال و قاشق صدای پیانو میامد.
از وقتی به این رستوران میامدم به پیانو زدن علاقه مند شده بودم. من آخرش میرم کلاس موسیقی.
منم مثل کیانا روحیه ی لطیفی داشتم. به اطراف نگاه کردم، بچه ها رو سر یه میز چهار نفر دیدم. رفتم سمتشون
– سلام دوستان گلم
تارا : سلام ابجی جوون
روی صندلی نشستم
آرتین : خوبی عشقم؟!
– ممنون تو خوبی؟!
بهم لبخند زد
شهاب : چه عجب آمدی؟
گل ها بهشون دادم
آرتین : تو خودت گلی که
چشمک زدم
تارا : یعنی اون قدری که من از نادیا گل گرفتم از تو نگرفتم شهاببببب
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf















