دانلود رمان شب زده با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان شب زده با فرمت PDF، حجم کم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان شب زده نسخه بدون سانسور لینک مستقیم

✏️ نویسنده رمان: کارگروهی از تیم همدل

قسمتی از متن رمان:
آلمانی آتدیم خاراال.
گالدی ساراال ساراال.
ای ساری کهنه هارا مارالی سان.
ساغول ساغول گ…
هم زمان با آواز خوندن ؛ صورتم رو خم کردم و به چهره ی لرزون خودم توی آب لبخند زدم.
رنگ چشمام توی روشنی آب میدرخشید.
انگشتم رو توی آب ؛ توی چشم چپم فرو بردم.
تو رو دوست دارم.
حاال نوبت به چشم راستم بود.
تو رو هم دوست دارم.
سرخوش دستم رو کامال توی آب چشمه زدم و لبهام رو پایین کشیدم و چند قلپ آب خوردم.
آخیش ؛ هیچی خوشمزه تر از این آب روشن و روان نیس. گره ی شل شده ی روسری گل دارم رو از پشت محکم کردم و مشغول
شستن رخت چرکا شدم. کار هر روزمه. آماده کردن صبحانه ؛ جمع کردن سفره و رخت چرکا و آوردن و شستنشون لب آب رودخونه
.با پشت دست پیشونیم رو خاروندم و بازم چنگ زدم.
المانی اتدیم خاراال.. .
_هو دلدار باتوام دلدار این صدا آنات نیست ؟
با این حرف رقیه دست از آهنگ خوندن و هنرنمایی با اون صدای داغونم کشیدم ؛

دامنم رو باال کشیدم و صاف وایسادم.
_دلدار کجایی دختر؟
دلدار گور به گور شده کجایی آخه تو؟
_اوه اوه رقیه آنا )مادر( شروع کرد ؛ من رفتم
پا تند کردم تا آنا کل روستا رو با لعن و نفرین هاش خبرنکرده برسم بهش.

آنا همچنان داشت داد میزد که با نفس نفس تشت
لباس رو جلوی پاش گذاشتم.
_آنا قربونت بشم رفته بودم سرچشمه لباس های بتول و آتا )پدر( رو بشورم.
_خوب خوب مرده شور برده چه برای من خودش رو میزنه به موش مردگی.
گوشات رو بازکن ببین چی میگم بهت…جلدی خودت رو میرسونی پیش بتول.

تو هشتی پشتی منتظرته ؛ هرچی گفت گوش میدی
فهمیدی دلدار هرچی گفت .

آنا تشت لباس ها رو برداشت و همین جور که داشت زیر لب غرغرمی کرد ومثل همیشه منو لعن و
نفرین میکرد به سمت حیاط رفت.

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!