دانلود رمان زخم پاییز | معصومه آبی

تماس بگیرید

توضیحات

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان زخم پاییز از ناولستان

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان زخم

(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان زخم پاییز

خلاصه ای از داستان رمان:

داستان درباره پسری به اسم راهی هستش پسر جوونی که زندگیِ عجیب و شاید آرومی داره .اما راهی رو باید شناخت . .
راهی با همه ی چیزهایی که داره ، خیلی چیزها نداره !راهی از خیلی چیزها خسته اس . . و کاری کرده که اگر بفهمن اطرافیانش ، احتمالا باهاش خیلی خوب برخورد نمیکنن!
راهی رو میخوایم همراهی کنیم تو زندگی اش . با فرازها ، فرودها ، تنهایی ها ، تبعیض ها ، مشکلات ، عشق ، خنده و زندگی . . . و ناباوری !

در خانه را پشتِ سرم بسته ، کفش هایم را درآورده و عینک را بر چشمم گذاردم . .

صدایِ خنده هایشان حتی در حیاط هم قابل سمع بود !

هنوز قدمم بر زمینِ راهرویِ ورودی ننشسته بود که مادر سراسیمه برابرم ظاهر شد و با نگرانی لب گشود :

– کجا بودی ؟ انقدر زنگ زدم گوشی سوخت !

گوشه ی لبم را زیرِ دندان کشیدم ، سر به زیر انداختم ، رهام بود که از پشتِ سرم ظاهر شد :

– من که بهت گفتم مامان ، که رفته خونه ی کاوه .

جنباندنِ سرم به معنای تاییدِ حرف برادرم بود .

اخمِ صورتِ مادر چون شمشیرِ تیزی ، وجدانم را معذب می نمود .

دستِ رهام ، شانه ام را لمس کرد و خندان رو به او گفت :

– اینجوری نگاهش نکن مامان ، زهره اش ترکید !

چشم غره ای نثارمان کرد و پشتش را نشانمان داد !

نیشخندِ رویِ لبِ رهام ، به نشانه ی چراغِ سفیدی بود .

نیازی به دیدن نبود تا بدانم چه کسانی درونِ سالن مجمع تشکیل داده اند ،

پس راه پله هایِ باریک را پیش گرفتم برایِ بالا رفتن .

صدای جیغ جیغ هایِ سونا کاملا واضح شنیده می شد ،

انگار دمِ گوشم نشسته و تمامِ قدرتِ حنجره اش را به کار گرفته بود !

واحدِ کوچکِ چهل و هشت متری ، گذرِ روزهایِ زندگی ام را از نزدیک لمس می کرد .

 

دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه pdf

  • اشتراک گذاری
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!