توضیحات
دانلود رمان سیاه سرکش2 نوشته نویسنده یاسمن فرحزاد pdf بدون سانسور
عنوان اثر: سیاه سرکش2
پدید آورنده: یاسمن فرحزاد
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 323
معرفی رمان سیاه سرکش
زندگی روسلا در هم گره خورده است. زمانی که عدهای شکارچی برای ربودن آرشام و همسرش حمله کردند، یاشار وارد شد و جانشان را نجات داد؛ همان مردی که قاتل پدر و مادر روسلاست و اکنون خود را مدیون او میداند. یاشار ادعا دارد توانایی پیشگویی و فاش کردن رازهای مربوط به آینده را از دست داده. روسلا در لحظهای که در آغوش آرشام با مرگ دست و پنجه نرم میکرد، دوباره زنده شد. اینک ارتش طوفان در برابر عمارت صف کشیده و کارلوس، ژنرال طوفان، نقشه کشیده جفت برگزیده را به زنجیر کشد تا آیین احیا آغاز شود.
بخشی از رمان سیاه سرکش
من خالی از شنودم به نفع تونه زر زراتون و ببرید به جای دیگه واقعاً دلم نمیخواد تو دنیای شما خون بیخود بریزم از بین بردن خزعبلاتی که سرهم کردید فقط چند دقیقه ازم وقت حروم میکنه بهتون هشدار میدم اگه چیزی که میخوام و بهم ندید اگه پام برسه اونور به هیچ جنبندهای رحم نمیکنم الان که اون روی سگم بالا نیومده راه بیاید و گرنه نه طفل شیرخواره نه به جنین تو رحم به دختر رحم نخواهم کرد.خون تو رگهای جفتشون شبیه امواج خروشانی که به صخره ها میخورد و فریاد میز گردش در اومد گرگ آرشام رو سطح بود و رامین ماهیچه هاش منقبض و گارد گرفته بود. دلواپسی درونشون شعله می کشید و دو تن از عزیزترین کسایی که داشتن تو این عمارتن. یک قدم جلو رفت رفت و غرید. – تو فرمولاسیون ما همچین چیزی نمیگنجه که حرومزاده ها همچین زرایی بزنن و جوابشو نگیرن ،هر چند از سگ دست آموز به جنازه که داره از جهنم بر میگرده.
بیشتر انتظار شمیره کارت خوبه به عنوان لاشخوری که قراره از جنازه پوسیده طوفان بعد ده سال به یه جایگاهی بریه کارت. کارلوس به نظر از لحن زننده و محکم امیرحسین آریا و هجی کلمات کفری شد مایکل مرموزانه دست به سینه سکوت کرده بود و فقط به رزم زبونی افراد نگاه میکرد که چطور وقتکشی میکردن کارلوس صبور نیست اخم تندی کرد و زیر لب غرید.پادشاه خون آشامها خوب حیوونارو میشناسه بیخود نیست توام یه گرگ کنارت داری که به وقتش بدره.-حرف دهنت و بفهم کسی که جلوته، شاهه شاه گرگینه ها برعکس ارباب تو که ریق رحمت و سرکشیده و وابسته به مشت جادوگر دله دزده تا سرپا بشه. اینبار کارلوس گردن کج کرد گویی متوجه نقشه این دو مرد شده بود. با دست اشاره ای زد و یک گردان ده نفره از سربازان منظم در حالی که مسلح بودن به عنوان پیش قراول پشتش قد راست کردن. شاه کشی دوست دارم میدونی تفریحم تو بیکاری شکار کردنه گرگ میگیرم و زنده زنده پوستشون میکنم.
مچ دست مردونه و بزرگش رو بالا برد جای پنجه گرگی روی دستش خودنمایی میکرد صداش رو به طرز ترسناکی پایین آورد. رامین و آرشام اخم کرده در حال بررسی موقعیت پیش روشون بودن کارلوس قدمی جلو اومد و با لحن جدی تکونی به بال های بزرگ وریه رنگهش داد و لندید.اربابم اون دخترو میخواد برای گرفتنش اگه لازم شه کل کشورتون رو شخم میزنم از سر راهم برید کنار تا کسی صدمه بیخودی نبینه. مگه اینکه تو خواب ببینی اجازه بدم ببریش.ردمکهای آبی ،مرد تیز و برنده ست جوری تهدیدگر همه رو نگاه می کرد که انگار قسمی برای خون ریزی و کشتار خورده و تا ابد پای این قسم خواهد موند این دیوار کوفتی و بشکنید.کرد، موجی از هوای غلیظ و سنگین بنفش رنگ از سنگ آویزهای گردنشون با مهارت ریز نقشی سمت دیوار هواژل جاری شد. دیوار لرزید و صدایی شبیه تکون خوردن دکل کشتی تو محوطه پیچید. دو جادوگر دیگه پیش اومدن جادو و نیرو هاشون تو مرئی ترین حالت ممکن شبیه چنگال های استخونی تیز به دیوار کوبیده شدن.










