توضیحات
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان مست بی گناه از مهین عبدی با فرمت PDF، حجم کم
(معرفی اثر رایگان) دانلود رمان مست بی گناه از مهین عبدی نسخه بدون سانسور لینک مستقیم
✏️ نویسنده رمان: #مهین_عبدی
ژانر : #عاشقانه
خلاصه:
۱۶ساله شده بودم. در شب جشن تولدی که قرار بود جشن بله برونم باشد و خاله برایم انگشتر نشان بیاورد اما تولدم شده بود و خانوادهی خاله نیامده بودند…
یاسین نیامده بود و من مانده بودم با دنیایی از ترس و اضطراب!
من مانده بودم با این حال که دیکر دختر قبلی خانه نبودم! اما یاسین برای محرم شدنمان نیامد…
نیامد که نیامد…
یاسین رفته بود…
دستی به روسریم کشیده و از آشپزخانه و بعد آن هم از خانه بیرون زده و راهی طبقهی دوم شدم دل دل میکردم برای حرف زدن با یاسین و گیر آوردن موقعیتی حالا نصیبم شده بود و من فقط بدنبال گفتن حرفی بودم که همچو خوره در حال نابود کردن ذهنم بود در خانه باز بود داخل شدم و همان ابتدا چشمانم یاسین را شکار کرد. یاسینی که دراز کشیده و زیر سرش متکایی گذاشته بود و ساعد یک دستش را هم روی چشمانش. نور آفتاب کمی داخل پذیرایی پهن شده بود… لبی گزیدم و با پاهایی که میلرزید سمت یاسین رفته
و بالاسرش نشستم. انگشتان هر دو دستم را روی سارافونم درهم گره زدم. گلویم را با بزاق دهانم تر کرده و یاسین را به نام خواندم یاسینی که دومین فرزند خاله بود و من که فرزند اول بودم. یاسینی که هشت سالی از من بزرگتر بود و در پی جور کردن کاری در شرکتی هواپیمایی بود. -یاسین؟ خواب بود که واکنشی در مقابل صدا زدنم نداشت. جرات به خرج داده و انگشتم را روی دستش کشیدم به سرعت دستش را از روی چشمانش برداشت و باحالتی منگ اطرافش را نگاه کرده و سرآخر به منی رسید که بالاسرش روی دو زانو نشسته بودم.















