رمان روز را بلندتر می خواهم

55,000 تومان

داستان رمان روز را بلندتر می خواهم، درباره زندگی یه نفره. کسی که شاید و در ظاهر یه زندگی عادی، با بالا و پایین های معمولی، با تلاش های روتین برای امروز رو به فردا رسوندن، برای گذر از فراز و نشیب های روزگار رو از سر می گذرونه اما همیشه وقتی گذشته و آینده یه جایی توی حال بهم می رسن، واکنش های متفاوتی رو ایجاد می کنن. احساسات مختلف، برخوردهای متغیر، نتیجه گیری های متفاوت. دامون هست و روزگارش، روزگار گذشته و حالش و از همه مهمتر آینده اش…

توضیحات

داستان رمان روز را بلندتر می خواهم، درباره زندگی یه نفره. کسی که شاید و در ظاهر یه زندگی عادی، با بالا و پایین های معمولی، با تلاش های روتین برای امروز رو به فردا رسوندن، برای گذر از فراز و نشیب های روزگار رو از سر می گذرونه اما همیشه وقتی گذشته و آینده یه جایی توی حال بهم می رسن، واکنش های متفاوتی رو ایجاد می کنن. احساسات مختلف، برخوردهای متغیر، نتیجه گیری های متفاوت. دامون هست و روزگارش، روزگار گذشته و حالش و از همه مهمتر آینده اش…

اسم رمان: رمان روز را بلندتر می خواهم
نویسنده این اثر: رهایش
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی

گوشه ای از داستان رمان روز را بلندتر می خواهم

برگشتم سمتش و با چشمهای گرد شده و ابروهای درهم زل زدم بهش! همون جوری که انگشت اشاره اش رو می مالید به چونه اش گفت: خب امیدی به درست شدن این ماشین ندارم!
از جام بلند شدم، دستهامو گذاشتم رو شونه هاش و همون جوری که به سمت ورودی آشپزخونه هلش می دادم گفتم: برو تا سر کوچه و برگرد، صدای نخراشیده ی نتراشیده ی این غارغارک تو این خونه طنین انداز می شه! بدو!

بدی این آشپزخونه های مدرن همینه دیگه! در نداره! در داشته باشه تیپا می زنی در اونجای هر چی آدم مزاحمه، در رو می کوبی به هم و می شینی به کارت می رسی! والله! دوباره افتادم به جون ماشین لباسشویی بدبخت. یه کار ساده چنان وقتمو گرفته بود که به قول سیاوش اگه یه تعمیرکار خبر کرده بودم تا حالا هفتاد مرتبه لباسها رو هم شسته و خشک کرده بود!

نیم ساعت گذشت، تو آخرین لحظه ای که داشتم موفق می شدم فنر دور قاب لاستیکی ماشینو جا بندازم، صدای سیاوش چنان از جا پروندم که فنر دوباره در رفت و لاستیک دوباره از جا در اومد! برگشتم سمتش و گفتم: یه ساعت و نیم نشده بودها! حاضر و آماده تو ورودی آشپزخونه ایستاد و گفت: می دونم، اومدم بگم من دارم می رم نون بگیرم. چیزی نمی خوای؟!

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: روز را بلندتر می خواهم
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: رهایش
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 911
  • حجم: 7.92 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!