رمان پارادوکس چشمانش

45,000 تومان

جانا در رمان پارادوکس چشمانش، دختری است که سالها پیش طی یک حادثه پدر و مادرش را از دست می‌دهد. او زمانی که می‌فهمد پدر و مادرش به دست پرویز فولادوند به قتل رسیده اند، تصمیم می‌گیرد برای انتقام به عمارت فولادوند ها برود و کاری کند که پسر پرویز فولادوند یعنی مسیحا فولادوند عاشقش شود. تا بتواند از این قضیه سو استفاده کند و انتقامش را به نحو احسن بگیرد. غافل از اینکه مسیحا یک مرد عادی نیست…

توضیحات

جانا در داستان پارادوکس چشمانش، دختری است که سالها پیش طی یک حادثه پدر و مادرش را از دست می‌دهد. او زمانی که می‌فهمد پدر و مادرش به دست پرویز فولادوند به قتل رسیده اند، تصمیم می‌گیرد برای انتقام به عمارت فولادوند ها برود و کاری کند که پسر پرویز فولادوند یعنی مسیحا فولادوند عاشقش شود. تا بتواند از این قضیه سو استفاده کند و انتقامش را به نحو احسن بگیرد. غافل از اینکه مسیحا یک مرد عادی نیست…

عنوان کتاب: رمان پارادوکس چشمانش
نویسنده اثر: آلما شایسته
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه، بزرگسال، اجتماعی، هیجانی

بخشی جذاب از رمان پارادوکس چشمانش

و بعد از اینکه در آغوشش گرفت و خوب به خودش فشارش داد، سوار شد و از راننده تاکسی بابت تأخیرش عذر خواهی کرد. هر چقدر از خانه ی نقلیشان بیشتر فاصله می گرفتند، دل جانا هم بیشتر می گرفت انگار… خانه ی زیبای کوچکشان که به زور دست فروشی و قرض و بدبختی خریده بودند و حالا چمدان به دست مکان مورد علاقه ی آرامش بخشش را ترک کرده بود…

از طرفی دلتنگی اش برای سارا داشت خفه اش می کرد و خودش هم نفهمید از کی چشمانش تر شده. فقط با صدای راننده به خودش آمد و تند تند اشک هایش را پاک کرد
_:چیزی گفتید؟!
_گفتم خیلی ساله کسی این منطقه نمیاد…

طبق عادت چشمانش را در حدقه چرخاند و در دل با خود گفت خب که چه؟! کسی نمی آمد؟!خب حالا جانا آمده بود تا ز کل تمام خوشبختی اش را دود کند و به هوا بفرستد! ولی بر خلاف میلش تنها در یک جمله ی کوتاه گفت:
_منم اگه مجبور نبودم نمیومدم!
سر تکان داد و گفت:
_رسیدیم، بفرمایید!

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: پارادوکس چشمانش
  • ژانر: عاشقانه، بزرگسال، اجتماعی، هیجانی
  • نویسنده: آلما شایسته
  • تعداد صفحات: 1302
  • حجم: 11 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!