رمان جوزا

40,000 تومان

برای بار چندم، نگاهم توی سالن نیمه تاریک برای زدن رد حاجی فتحی و آدمهایش چرخید، اما انگار همه ی افراد حاضر در
جلسه شکل و شمایل یکجور داشتند! از اینجا که نشسته بودم، فقط یک مشت پسِ سر معلوم بود و بس! کلافه بودم و صدای تیز شهردار جدید منطقه، مثل دارکوب روی مغزم منقار میکوبید!

توضیحات

برای بار چندم، نگاهم توی سالن نیمه تاریک برای زدن رد حاجی فتحی و آدمهایش چرخید، اما انگار همه ی افراد حاضر در
جلسه شکل و شمایل یکجور داشتند! از اینجا که نشسته بودم، فقط یک مشت پسِ سر معلوم بود و بس! کلافه بودم و صدای تیز شهردار جدید منطقه، مثل دارکوب روی مغزم منقار میکوبید!

عنوان کتاب: جوزا
نویسنده اثر: میم بهارلویی
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه

بخشی جذاب از رمان جوزا

چشمم رفت بالای سرمان و جیغی از سر ترس کشیدم و دادم بلند شد “کیارش!” ترمز زدم به پایم و او را هم کشیدم سمت خودم… تعادل هردویمان به هم خورد و نقش زمین شدیم… ردیف کارتنی که آتش گرفته بود ریخت جلوی پایمان… بی انکه دستم را رها کند، افتاده بود کنارم روی زمین، بلند شد و نشست، برای لحظهای وحشت در نگاه او هم نشست، شنیدم که آرام “ممنونم” گفت و سریع بلند شد و مرا هم کشید و از روی زمین بلند کرد… سرفهای کردم…
_ نفس عمیق نکش، این دود سَمیه!… باید از روی این آتیش بپریم اونور…
باز هم سرفهای کردم! نمیخواستم اینجا و توی آتش بمیرم!…
دستم را رها کرد و گفت:
_ اول من میپرم، بعد تو…
_ من نمیتونم

 

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: جوزا
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: میم بهارلویی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 843
  • حجم: 4 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!