توضیحات
گاهی با یک نگاه دل به کسی میدی که نباید و این نبایدهای زندگیت انقدر رو دلت سنگینی میکنه که اتفاقی میوفته که نباید!!!!
-پسری که بخاطر گذشته ی مادرش کینه ای عمیق تو دلشه
کینه ی عشق
-دختری که بخاطر گذشته ی خیانت بارِ پدرش تاوان میده تاوانِ عشق…
عنوان کتاب: خواستنی از جنس گناه
نویسنده اثر: ا_اصغرزاده
ژانر رمان ادبی کتاب: عاشقانه
بخشی جذاب از رمان خواستنی از جنس گناه
باران پهلومو سوراخ کرد. عسل خودشه؟! نتونستم جواب بدم فقط، کلمو تکون دادم آرتام خودتی؟ یه لبخند بی اراده اومد رو لبهام خودش لبخند زد و با بهت گفت:
اینجا چیکار میکنی؟
خب اومدیم مهمونی نه، منظورم اینه که تو نییورک چیکار میکنی؟
-خب اومدم پیش خواهرم دیگه ایران کاری نداشتم
– پس بابات؟
تا خواستم چیزی بگم میلاد سررسید.
میشناسین همو؟
– آرتام: بله، همکلاسی بودیم تو ایران.















