دانلود کتاب کالیگولا

  • ۲۹ تیر ۱۴۰۴
  • ۱۸:۱۴

رایگان

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» فرانسوی فقیری بود که در الجزیره برزگری می‌کرد و در آنجا با زن خدمتکاری که اهل اسپانیا بود ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های لوسین (هم‌نام پدر) و آلبر شد. لوسین کامو یک سال بعد از به دنیا آمدن آلبر در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. پدر کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بود که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بود.

آلبر کامو نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. کالیگولا داستان یکی از امپراطوران رم است.

توضیحات

دانلود کتاب کالیگولا نوشته نویسنده آلبر کامو pdf بدون سانسور

عنوان اثر: کالیگولا

پدید آورنده: آلبر کامو

زبان نگارش: فارسی

سال نخستین انتشار: تیر 1404

شمارگان صفحات : 150

معرفی کتاب کالیگولا

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» فرانسوی فقیری بود که در الجزیره برزگری می‌کرد و در آنجا با زن خدمتکاری که اهل اسپانیا بود ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های لوسین (هم‌نام پدر) و آلبر شد. لوسین کامو یک سال بعد از به دنیا آمدن آلبر در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. پدر کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بود که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بود.

آلبر کامو نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. کالیگولا داستان یکی از امپراطوران رم است.

خلاصه کتاب کالیگولا

سال ۳۸ پس از میلاد است. امپراتور جوان کایوس کالیگولا، که آغاز سلطنتش به آسودگی و فرزانگی گذشته ،است، شاهد مرگ خواهرش دروسیلا می.شود علقههای دیگری سوای خواهری و برادری آن دو را به هم پیوند می داده است – و این رازی نیست که در پرده مانده باشد ظاهراً این حادثه موجب نومیدی و دگرگونی احوال او میشود. از کاخ سلطنتی می گریزد و تا چند روز هیچ کس خبری از او نمی یابد. بزرگزادگان نگران میشوند امپراتوری که گرفتار غم عشق باشد چه ارزشی دارد و تا کجا می توان بر او اعتماد کرد؟ ولی اگر میدانستند که در دل کالیگولا چه می گذرد بسی بیش از این نگران میشدند زیرا مرگ در وسیلا نیست که چون صاعقه برسر او فرود آمده است، بلکه آگاهی به مرگ خود مرگ هستی مرگ است. قطعیت وحشیانه حقیقتی است بسیار ساده و کاملا روشن و کمی احمقانه که کالیگولا پس از بازگشت به کاخ برای غلام و دوستش هلیکون باز میگوید و چون هلیکون جواب میدهد.

این حقیقتی است که آدمها به آسانی با آن میسازند. به دور وبر خودت نگاه کن این چیزی نیست که مانع ناهار خوردن آنها بشود. کالیگولا با تشدد می گوید: پس دور و برمن هر چه هست دروغ است و من میخواهم که مردم با راستی زندگی کنند و اتفاقاً وسیله اش را هم دارم که آنها را وادارم تا با راستی زندگی کنند چون میدانم آنها چه ندارند، هلیکون: آنها معرفت ندارند، معلمی میخواهند که بداند چه می گوید. آنگاه حکومت وحشت آغاز میشود مرگ سایه خود را بر سر اطرافیان کالیگولا می گستراند. دیگر هیچ کس جز تنی چند که با راستی زندگی میکنند بر فردای خود ایمن نیست کالیگولا چیزی را طلب می کند که مردم فقط به شوخی می طلبند و آن ،ماه، مظهر ناممکن، است. و چون مردم آن را به شوخی می طلبند و چون این کودکان بزرگسال کاری جز رضا به داده دادن و خندیدن نمیتوانند پس کالیگولا معلم آنها می شود، زیرا هم وسیله اش را دارد و هم می داند که چه می گوید. این وسیله البته همان قدرت سلطنت است. حال که قدرت مطلقی در اختیار اوست پس این را فرصت می شمارد تا با مطلق «پوچی» در افتد. حال که در آسمان هر چه هست پوچی است پس او نیز پوچی را به زمین هدیه می کند، یعنی آزادی را این جهان بی اهمیت است و هر که به این حقیقت برسد آزادی اش را به دست میآورد و درست به همین دلیل از شما نفرت دارم که شما آزاد نیستید. در سراسر امپراتوری روم تنها کسی که آزاد است منم… بروید و به روم اعلام کنید که عاقبت به موهبت آزادی رسیده است و با این آزادی آزمون بزرگی آغاز میشود.» و حقیقتی در این سخن هست هر بار که ابر مردی بر تخت مینشیند محنت و آزمون بزرگی برای خلق آغاز می شود. غرض آن نیست که کالیگولا با هیتلر مقایسه شود (مقایسه) عجولانه و مشکوکی که بسیاری کرده اند).

کالیگولاحتی مستبد نیست مستبد کسی است که ملتها را فدای عقایدش یا جاه طلبی اش میکند با این ،همه گرچه زیر بار چندین جنگ نرفته است، گرچه پیروزی و فتح را به سخریه می گیرد، در آخر او هم کاری جز جنایت نمیکند البته جنایتی هنرمندانه قتل که در نظر او یکی از شعب هنرهای زیباست نتیجه منطقی و نیز حقیرانه ستیزه با مطلق است. کیریلوف، قهرمان جن زدگان داستایوسکی تنها با کشتن خود میتواند آزادی خود را نشان دهد و کالیگولا با کشتن دیگران، قدرت استدلال و استنتاج کالیگولا به حدی است که ما، خوانندگان یا تماشاگران با نخستین جنایات او هما واز و حتی همگام میشویم. آنجا که برای نجات خزانه بزرگزادگان را وادار به وصیت به نفع دولت می۔ کند و سپس دستور به قتل آنها میدهد آنجا که سناتورهای ابله و ترسو را وحتی مریای پیر را میکشد آنجا که زنان دوستانش را به فحشا وا می دارد ما میخندیم و همعقیده او می شویم که هیچ علاقه عمیقی نیست که تا اندازه ای سفاک .نباشد اما طلب آزادی از طریق پوچی به زودی موجب عصیان میشود و لحظه ای میرسد که کالیگولا، حتی در مطلق، به خطا می رود. دوتن از ملازمان او کرنا و ،اسکیپیون در برابر او می ایستند

نه برای حفظ جان خود بلکه به نام «نظامی متعالی». اصالت آن دو در این است که کالیگولا را میشناسند و غایت مقصود او را می فهمند و تا اندازه ای دوستش می دارند اما گرچه حقیقتی که کالیگولا کشف کرده در آنها اثر بخشیده است – و آنها هم به نحو خطرناکی به ورطه های این حقیقت نزدیک شدهاند – لیکن حقیقت خود را بر حقیقت او ترجیح می دهند.

در نظر کرنا، مسئله روشن و آشکار است: درست است که او هم مثل دیگران، مثل من وشما در جهانی پوچ زاده شده است اما . مصمم است که در آن زندگی کند و بنابراین خود به جهان «معنی» و «ضبط و ربط میدهد: «من احتیاج و علاقه به امنیت دارم و با سادگی و سلامت نفس اقرار می کند: من میل دارم که زندگی کنم و خوشبخت  باشم.»

اسکیپیون شاعر است و کالیگولای آفریننده ناگهان در برابر خود آفریننده دیگری میبیند کرنا تغزل نامردمی امپراتور را به نام نظم و خوشبختی مردود می شمارد، اما اسکیپیون تغزل دیگری در برابر تغزل کالیگولا می نهد: تغزل طبیعت، تغزل هماهنگی زمین با پا مرگی که کالیگولا در زیر قطعیتش خرد شده است و آن را برهان حقانیت اعمال خود میداند در نظر اسکیپیون وابسته و ملازم زندگی است خود زندگی است: «ای آسمانی که آفتاب در آن جاری است، ای جشنهای یگانه و وحشیانه…. اگر اسکیپیون برظالم میشورد نه از آن روست که پدرش به فرمان او کشته شده است این قتل به عکس ممکن بود موجد پیوندی میان آن دو شود)، بیشتر از آن روست که او با مرگهای بیحاصل و پلید و کفر آمیز، آن مرگ بزرگ را که به هستی آدمی وزن و پیمانه میبخشد آلوده میسازد. وانگهی کالیگولا می خواهد حماقت و نفرت خدایان را جبران کند اما اسکیپیون میداند. که نفرت جبران نفرت نمیکند و اعمال قدرت چاره کار نیست.» از این روست که کالیگولا به کیفر تلخی محکوم می شود: دلقکی.

او دیگر آفریننده نیست بازیگر ،است، مقلد آفرینش است. مگر آزادی تا کجا میتواند پیش برود؟ درست است که به قول داستایوسکی اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است پس چگونه است که هر کاری مجاز نیست؟ (و) گویی اغلب فیلسوفان این قرن از همین سؤال آغاز کرده اند. کالیگولا به زودی به سرحد آزادی خود میرسد و در می- یابد که راههای متعدد ندارد تا نشان دهد که آزاد است. آنگاه متدرجاً به صورت نقش مسخره ای از خویشتن در میآید دیگر از آن پاکی نخستین شبی که به جسد در وسیلا نزدیک شد و آن را با دو انگشت لمس کرد و به اندیشه فرو رفت و سپس به دور خود چرخید و در تاریکی و طوفان آواره نمانده است.

 

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» فرانسوی فقیری بود که در الجزیره برزگری می‌کرد و در آنجا با زن خدمتکاری که اهل اسپانیا بود ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های لوسین (هم‌نام پدر) و آلبر شد. لوسین کامو یک سال بعد از به دنیا آمدن آلبر در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. پدر کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بود که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بود. آلبر کامو نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. کالیگولا داستان یکی از امپراطوران رم است.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: کالیگولا
  • نویسنده: آلبر کامو
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 150
  • حجم: 2 مگابایت
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!