توضیحات
دانلود کتاب مذهب حلاج نوشته نویسنده روژه آرنالدز pdf بدون سانسور
عنوان اثر: مذهب حلاج
پدید آورنده: روژه آرنالدز
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: تیر 1404
شمارگان صفحات : 237
معرفی کتاب مذهب حلاج
شاید بتوان تصوف و عرفان را عالیترین مولود اندیشه و ذوق انسانی در تمام قرون و اعصار دانست. آنجا که شاهباز بلند پرواز اندیشه از جولان باز میماند و طایر تعقل و حکمت پرمیریزد.انجا که سلم تعبد و تشرع در نیمه راه دیوار فلک فرسای راز افرینش سربسنگ میساید انگشتر جادوی عرفان دورها را نزدیک و دوشارهال را اسان و نادریافتنی میسازد و انچه را که در معبد و مدرسه پیدا شدنی نیست هدیه جان مشتاقان میکند دو انچه را که فیلسوف و زاهد وعده کرده اند و از وفا کردذن بدان عاجز مانده اند بجا میاورد.
خلاصه کتاب مذهب حلاج
نام حلاج با نام خاورشناس عالیمقامی پیوسته که او را بباختر و مغرب زمین آشنا ومأنوس نموده است یعنی با نام فاضل بارع لوئی ماسینیون . این استاد ارجمند که پیشوای مطالعات فلسفی اسلامی در فرانسه بود در تمام دوران حیات خود مطالعه در حال شهیدان مسلمان را مسلک و مرام خودساخت و در این باره تحقیقاتی کرده که وسعت و عظمت آن بهت آور است. مطالعات ایشان جنبه فلسفی و عرفانی و شرعی دارد و تمامی آن مسائل و مباحث را چنان باعطوفت ورأفت انسانی توجیه نموده اند که دیگر انسان بوقایع خشک و حوادث بی کیفیت تاریخ نظری نمی افکند.
بهمین جهت است که نوشتن و انتشار این کتاب چندماهی پس از در گذشت آن استاد گرانمایه و فاضل بارع که همگی را قرین تأثر و اندوه نموده کاری است که شاید بسختی قضاوت و با تلخی استقبال شود خاصه که جملگی انتظار طبع ثانوی کتاب ایشان درباره مصائب و نوائب حلاج را دارند منظور من این نیست که مطالعات جدید وتحقیقات تازه ای دربارۀ این عارف نامدار و این عابد شهیر دنیای اسلام بکنم و یگانه مقصود من این است که افکاری را که مطالعۀ آثار لوئی ماسینیون در من ایجاد نموده تشریح کنم و انعکاس آن انوار را ثابت سازم بیست و پنج سال است که با نور معرفت آن استاد فاضل و آثاری که بطور جاودان بیادگار گذاشته توانسته ام تجارب و اطلاعات بسیار گرانبهائی دربارۀ فلسفۀ اسلام بدست آورم و نوشتن این کتاب فرصتی می دهد که خودم را به آن فیلسوف اجل وافکار تا بناکش نزدیک تر سازم .
آیا نسبت بایشان وفادار بوده ام؟ این سؤالی است بسیار حساس وجواب بآن در خور تأمل است .
لوئی ماسین یون شخصیتی داشت بسیار قوی و تنها او بود که می دانست چه بگوید و می توانست آنچه را که میخواست بگوید پس از ایشان امیدی بادامه راه و رسم ایشان نداریم و کسی را نمی بینیم که بتواند بآن مرد بزرگوار اقتدا نماید. تقلید کردن از آنها چنان است که از «تابلوهای استادان تصاویری بی فروغ وشکلهائی عادی تسوید کنیم . بنابراین چه راهی را باید پیش گرفت و چه باید کرد ؟…
غالباً تصور می کردند که حلاج موجودی بوده که «ماسینیون» آنرا خلق کرده و بوجود آورده است . آری بین شمایلها و تمثالهائى بسیار مختلف که مؤلفین اسلامی و نویسندگان مسلمان از این عارف متصوف رسم کرده اند بایستی با نتخاب یکی از آنها تن در داد. لوئی ماسینیون پس از دقت سرشار و انتقاد دقیقی که نموده و با اتکاء باطلاعات بسیاری که گرد آورده تمام قضاوتهای غرض آلودی را که باعث محکومیت حلاج میشد یا بر خلاف موجب میگردید که شکل واقعی او را دگرگون ساخته و اورا بمقام و رتبه یکنفر شهید، برساند بدور ریخته و با نهایت بیطرفی استعداد ذاتی و طرز فکر و سجایای او را مورد دقت و مطالعه قرار داده است. من نیز پس از مطالعه دقیق در «شرح مصائب و نوائب حلاج و تحقیقات گرانبهای ایشان معتقد شدم که حسین بن منصور حلاج یکنفر عارف صوفی سنی مذهب میباشد و باید او را از کسانی که اصول عرفانی و مبانی مذهبی را بر استتار واختفا و اسرار بنیاد مینهادند جدا شناخت . در آن ایام کتمان و استتار عقاید دینی و و اختفای آراء و افکار مذهبی نزد بعضی از فرق اسلامی و در بعضی از نواحی دنیای شرق شیوع داشت . آن شخصی را که من میخواستم در جستجوی حقیقت مطلق» بیابم و از او پیروی کنم در حلاجی یافتم که استاد لوئی ماسین یون بدنیا معرفی کرده است .
از طرفی دیگر خواستم در نوشتن این کتاب همانطوری بمانم که استاد اجل مراشناخت و مقصود و منظورم را با طرز فکری بیان کنم که روزی ماسین یون خنده کنان بمن گفت : طرز فکرت همچنان یونانی باقی مانده است .
استاد این جمله را برای تعارف و خوشایند نگفت و هیچوقت هم نخواست که طرز تفکر مرا تغییر بدهد. او مرا با همین طرز تفکر و با همین عیب و علتی که از نیاگانم بارث برده ام پذیرفت بنظرم چنان آمد که شرط اصلی وفاداری من همان است که شخصیت خودم را یعنی همان شخصیتی را که استادم در من شناخته بود نگاهدارم زیرا جزاین محتمل است که آن فاضل بارع دیگر مرا باز نشناسد.
در حدود سنه ۲۴۴ هجری (۸۵۸ میلادی) در بیضا واقع در فارس، ابو عبد الله الحسین بن منصور که بعدها بنام حلاج) شهرت یافت بدنیا آمده است. حلاج بمعنای پنبه زن است و اعطاء این نام بحسین بن منصور از این جهت است که او وجدانها و قلوب مستمعین را با ایراد مواعظ وحکم باک ومصفا میساخت. او در سرزمین اهواز بنا بر روایات موجود در حین وعظ اسرار شنوندگان و نهانی ترین افکار و آراء آنها را فاش و آشکار میساخت . توضیحات دیگری نیز برای تعیین این نام داده اند. ولی آن توضیحات شایان توجه و در خور دقت نیستند. فقط باید متذکر شد که وی لااقل در دوران ابتدائی آشنائی به عرفان و تصوف بشغل حلاجی اشتغال داشته و این خود نشان میدهد که زهد و عبادت کسی را بالضروره وادار نمی نموده که از جامعه بشری کناره گیرد و عزلت جوید
در سن ۱۶ سالگی شاگرد سهل تستری شد و حسب المعمول بخدمت استاد و پیشوای خود درآمد و موقعی که سهل ببصره جلای وطن نمود حلاج نیز با وی ببصره رفت . علت این جلای وطن این بود که سهل تستری تو به وانا به را اجباری و واجب و…









