توضیحات
دانلود کتاب بیداری نوشته نویسنده کیت شوپن pdf بدون سانسور
عنوان اثر: بیداری
پدید آورنده: کیت شوپن
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: تیر 1404
شمارگان صفحات : 281
معرفی کتاب بیداری
این اثر این یکی از اولین رمان های آمریکایی است که بدون تعارف به موضوعات زنان می پردازد. کتاب بیداری همچنین به طور گسترده ای به عنوان یک اثر برجسته فمینیسم اولیه دیده می شود ، که واکنش متفاوتی از خوانندگان و منتقدان معاصر را برانگیخته است. تلفیق این داستان از روایت واقع گرایانه ، تفسیرهای اجتماعی برافروخته و پیچیدگی های روانشناختی ، کتاب بیداری را پیش درآمد ادبیات مدرنیسم آمریکایی می کند. این مجموعه آثار رمان نویسان آمریکایی مانند ویلیام فاکنر و ارنست همینگوی را ترجیح می دهد و بازگو کننده آثار معاصران مانند ادیث وارتون و هنری جیمز است.
این رمان با خانواده Pontellier آغاز می شود – لئونسه، تاجر نیواورلئانی از میراث کریول لوئیزیانا؛ همسرش ادنا؛ و دو پسر آنها، اتین و رائول – در جزیره بزرگ در تعطیلات در خلیج مکزیک که تحت مدیریت مادام لبرون و دو پسرش، رابرت و ویکتور در تعطیلات بودند. ادنا بیشتر وقت خود را با دوست صمیمی خود می گذراند، که با خوشرویی وظایف خود را به عنوان همسر و مادر به ادنا یادآوری می کند. تا اینکه…
خلاصه کتاب بیداری
خانواده شوپن در سه ماه تابستان در گراندیل ییلاق میکردند جزیره ای مطبوع در خلیج مکزیک که آنها را از ابتلا به وبا و تب زرد که تابستانها در نیواورلئانز همه گیر میشد مصون نگاه میداشت. تجربه زندگی در گراندیل بعدها دست مایه نگارش بیداری شد تا جایی که برخی منتقدان حتی زندگی شخصیت اصلی داستان ادنا» پونتلیه را برگرفته از زندگی خود او دانسته اند که به محدودیت های زندگی خانوادگی رضا نبود و آزادیهای بیشتری میجست کیت شوپن عادت داشت تنهایی به گردشهای روزانه برود و شهر را تماشا کند تنهایی سوارکاری میکرد و گاهی سیگار میکشید و اهل بگو بخند بود و خلاصه، «خانمانه» رفتار نمیکرد آن هم در دورانی که زنان نجیب زاده بدون همراهی مردان در خیابانها ظاهر نمیشدند حتی شواهدی موجود است که کیت شخصیت بوالهوس آلسه «آروین را از روی عاشق واقعی خود در آن ایام ساخته و پرداخته است.
همسر کیت اسکار ،شوپن از نژادپرستان دوآتشه سنت لوئیس بود و همانجا در تابستان ۱۸۷۴ در حرکتی خشونت بار علیه «سیاهان» سهیم بود. او در دسامبر سال ۱۸۸۲ براثر ابتلا به مالاریا در می گذرد و کیت شوپن قبل از سی سالگی بیوه میشود. کیت تا دو سال بعد در املاک روستایی شوهرش باقی میماند و به مزارع پنبه سرکشی میکند تا بدهیهای شوهر را تصفیه کند. اما بعد تصمیم میگیرد به شهر زادگاهش برگردد و تازه آن زمان است که نویسندگی حرفه ای را به تشویق و حمایت دوستان روشنفکر و عمدتا اصلاح طلب که نوشته های او را خوانده بودند و همین طور برخی نزدیکان دلسوز که نشانه های افسردگی را در او مشاهده کرده بودند آغاز میکند.
کیت در سی ونه سالگی نخستین رمان خود را با عنوان خاطی (۱) به نگارش در می آورد داستان درباره زن بیوه جوان فرانسوی تباری است که عاشق مرد تاجری شده اما از آنجا که مرد هنوز متأهل است درخواست ازدواجش را نمی پذیرد و برعکس او را ترغیب میکند که نزد همسر الکلی نه چندان خوشایندش برگردد بعدها که زن سابق مرد خود را در رودخانه غرق میکند آنها به وصال هم میرسند شوپن تا قبل از انتشار این رمان چند شعر در روزنامههای معروف شهر منتشر کرده بود، با این حال هیچ ناشری به این رمان روی خوش نشان نداد و او مجبور شد باهزینه خودش و به طور خصوصی اثر را منتشر کند. هیچ کس درباره ، آن هم به قلم یک زن در تحمل جامعه آن زمان نمی گنجید.
این رمان حرفی نزد مخصوصا که نوشتن درباره طلاق و زیان / ادبیات را بهتر بشناسد. از روزنامه های محلی فاصله اما کیت منتظر تأیید دیگران نماند و به نوشتن ادامه داد و سپرد در انتخاب موضوع جسارت نشان میداد و گرفت و آثارش را به مجله های معتبر سرتاسری کشور مثل ووگ و آمیزش سیاه و (سفید مینوشت با این حال از بیماریهای آمیزشی خیانت های زناشوهری و ازدواجهای بینا نژادی مجموعه داستانهای کوتاهش که در ۱۸۹۴ با عنوان مردم بایو منتشر شد به ناامیدی دیگری انجامید. معیار قضاوت منتقدان ادبی آن دوره درباره نویسندگان زن و مرد یکسان نبود و هرآنچه مثلا از قلم کسی مثل ویلیام دین هاولز یا گی دو موپاسان پسندیده بود از قلم نویسنده زن ناروا و نانجیبانه به نظر میرسید شوپن به موپاسان ارادت ویژه ای داشت، ظرافت نگاه او را به سبک ژورنالیستی امیل زولا ترجیح میداد و بسیاری از داستان های او را از فرانسوی به انگلیسی ترجمه کرده بود. در سایه
الهامات موپاسان شوپن به نوشتن داستان کوتاه روی آورد تا اینکه فضای ادبی و فرهنگی در اواخر دههٔ ۱۸۹۰ با گشایشی روبه رو شد. حالا جنسیت به موضوع بحث عمومی تبدیل شده بود و والت ،ویتمن به رغم رسوایی هایش محبوبیتی یافته و سر زبانها افتاده بود و همینها کافی بود تا شوپن ناشر علاقه مندی را در شیکاگو پیدا کند و مجموعه داستان دومش شبی در آکادی را در سال ۱۸۹۷ منتشر و نظر چند منتقد را جلب کند کیت حالا در اوج خوشبختی و خلاقیت بود و محافل ادبی سنت لوئیس او را به رسمیت شناخته بودند در خلسه این اعتبار کیت مجموعه داستان سوم و داستان بلند بیداری را هم تمام کرد و در سال ۱۸۹۸ به ناشر سپرد ولی انحلال ناشر و رخدادهای سیاسی اجته پیش بینی نشده مثل نبرد با اسپانیا حساب و کتابهای کیت را بر هم زد و بیداری به آخرین اثر منتشر شده او تبدیل شد. همان چاپ نخست کتاب کافی بود تا منتقدان باز نویسنده و مورد عنایت ویژه قرار دهند.
به جز چند نویسنده زن که نظر مثبتی داشتند و شخصیت ادنا پونتلیه را باورپذیر میدانستند در روزنامهها و مجلات شخصیت زن داستان را حال به هم زن»، «مریض» و «خودخواه» نامیدند و حتی منتقدی محلی گفت که کتاب «ناسالم» است و از اخلاقیات بویی نبرده است. منتقد دیگری در روزنامه پست دیسپچ نوشت که ،بیداری برای نوباوگان اخلاق ،مدار حکم مشروبی مردافکن را دارد و دراصل سمی مهلک است. کم کم روزنامههای دیگر نیز به موج تخریب شوپن پیوستند و از اینکه نثر پاکیزه و شاعرانه او پای چنین داستانهای انزجارآوری هدر رفته گله کردند و شوپن را به عذرخواهی عمومی واداشتند در ژوئیهٔ ۱۸۹۹، شوپن سرانجام در بوک نیوز پاسخی به منتقدان خود داد که خواندنش خالی از لطف نیست.
فکر کردم حالا که اختیار جمعیتی از شخصیتها دست من است آنها را محض تفنن (خودم) به جان هم بیندازم و ببینم چه میشود هرگز تصورش را هم نمیکردم که خانم پونتلیه چنین افتضاحی به بار بیاورد و لعنت خدا را این طور به جان بخرد. اگر از اعمالش کوچکترین آگاهیای ،داشتم او را از د ز دایره این جماعت طرد میکردم اما وقتی از کارهای او باخبر شدم که نمایش به نیمه راه رسیده بود و دیگر دیر شده بود.
پاسخ جسورانه شوپن به رغم عذرخواهی اش بابت رفتار شخصیت اصلی داستان هوشمندانه است و لحن تمسخرآمیزی دارد که نشان میدهد خیلی هم شرمنده نیست او میدانست که زنان زیادی در آرزوی آزادیهای ادنا هستند با اینکه قصه ایشان هرگز نوشته نمیشود و اگر هم نوشته شود منکوب و محکوم به شکست می.شود چنین دیدگاههایی و تمرکز بر تمایلات خارج از عرف ادنا باعث شد تا دیگر پتانسیلهای اثر مثل ساختار و اجزای محکم روایت در آن زمان به خوبی درک نشود. اما رمان برای آشکار کردن پتانسیلهایش باید نیم قرن صبر میکرد تا منتقدی فمینیست به سراغ آن برود.









