دانلود رمان کرشمه

35,000 تومان

شایان ابتکار، پزشک داروساز و رئیس شرکت nostrum، بارِ یک تاریخچهٔ تلخ را به دوش می‌کشد؛ تاریخچه‌ای که کم‌کم برای دیگران روشن می‌شود. او تصمیم می‌گیرد آن گذشته را به‌عنوان ابزاری علیه مستانه به‌کار ببرد — مستانه‌ای که انگشت اتهامِ سیاه‌شدنِ روزهای او را به سوی خود گرفته است. ولی آنچه شایان پیش‌بینی نمی‌کند این است که انتقامش نه تنها خودش بلکه عزیزانش را هم در چنگال خودش گرفتار خواهد کرد و قیمت سنگینی می‌طلبد.

 

توضیحات

دانلود رمان کرشمه نوشته نویسندگان صبا کرماجانی، پردیس صادقی، مریم فتاحی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: کرشمه

پدید آورنده: صبا کرماجانی، پردیس صادقی، مریم فتاحی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 760

معرفی رمان کرشمه

شایان ابتکار، پزشک داروساز و رئیس شرکت nostrum، بارِ یک تاریخچهٔ تلخ را به دوش می‌کشد؛ تاریخچه‌ای که کم‌کم برای دیگران روشن می‌شود. او تصمیم می‌گیرد آن گذشته را به‌عنوان ابزاری علیه مستانه به‌کار ببرد — مستانه‌ای که انگشت اتهامِ سیاه‌شدنِ روزهای او را به سوی خود گرفته است. ولی آنچه شایان پیش‌بینی نمی‌کند این است که انتقامش نه تنها خودش بلکه عزیزانش را هم در چنگال خودش گرفتار خواهد کرد و قیمت سنگینی می‌طلبد.

بخشی از رمان کرشمه

خواب از سرم پریده بود. سراغ گوشیش رفتم و به مهرداد زنگ زدم استرس داشتم اولین بارم بود از این کارا می کردم قطعش کردم. اه گندت بزنن بی عرضه کاری بود که شروعش کرده بودم و باید تا تهش می‌رفتم مگه این من نبودم که واسه ی دیدار دوباره لحظه شماری می کردم؟! رفتم توی بالکن و دوباره به مهرداد زنگ زدم چه زود پسر خاله شدم صدای خواب آلوده ای جواب داد._ الو…. چیه شایان این وقته شب؟ مگه تو خونتون ساعت نداری؟!_الو_الو؟_سلام_سلام، شما؟ موبایل دوست من پیش شما چیکار می.کنه خانم؟^قضیه داره راستش ایشون موبایلشونو تو یه به کافه جا گذاشتن منم مجبور شدم برم توی لیست مخاطبینشون تا با یه نفر تماس بگیرم و آدرس ایشون و بگیرم تا موبایل و بهشون تحویل بدم_ خب لطف کردین من آدرس شرکت و واستون میفرستم فردا صبح تشریف بیارین اونجا_چشم خیلی ممنون ببخشید بیدارتون کردم اصلا حواسم به ساعت نبود.

_نه اشکالی نداره._خب خدانگهدار_خدا حافظ شما.*صبح روز بعد با شور و اشتیاق از خواب بیدار شدم و رفتم هول هولکی چای شیرین و سر کشیدم و به لقمه پنیر برداشتم سمانه صداش در اومد و گفت: این چه وضع صبحونه خوردنه بشین کامل صبحونتو بخور_نه دیرم شده خدا کنه استاد رام بده_توی دلم به خودم لعنت فرستادم که دروغ گفتم چون وقتی دروغ به دهنت مزه کنه به راحتی نمی‌شه کنارش گذاشت. بعد از چند ساعت بالاخره رسیدم به شرکت بزرگ و خوشگل خدایی آدم سیر نمی‌شد از نگاه کردن این آسمون خراش. رفتم تو این قدر شلوغ بود که جای سوزن انداختن نبود رفتم پیش منشی و سلام دادم با چشمای خمارش نگاهی بهم انداخت و با یه لحن کشدار گفت: سلام ، امرتون؟ _ببخشید من با یه آقایی به اسم شایان کار دارم شهر تشونو نمی‌دونم._دکتر شایان ابتکار؟_بله، یعنی نمی‌دونم کس دیگه ای هم به این اسم دارین؟_نخیر، ایشون هنوز تشریف نیاوردن_ببخشید می‌تونم بپرسم ایشون توی این شرکت چه سمتی دارن؟

_ایشون رئیس شرکت هستن چطور مگه؟_همینطوری_خب اگه بهتون قول استخدام دادن این فرم و پر کنین_نه نه نه من با خودشون کار دارم._پس منتظر بمونین تا تشریف بیارن.*یک ساعت بود توی شرکت منتظر بودم و جناب دکتر مثل اینکه خیال تشریف فرما شدن نداشتن چند دیقه بعد به نفر اومد و بهم گفت:شما همون خانمی نیستین که موبایل شایان ابتکار و واسش آوردین؟ _شما هم باید آقا مهرداد باشین درسته؟_بله، خب موبایل و به من بدین من به ایشون میدم_نه باید به خودشون تحویل بدم_به من اعتماد ندارین ؟ خب می‌تونین بپرسین همه میدونن من و شایان چقدر صمیمی هستیم. _نه اصلا مسئله این نیست. نیشخندی به لباش مهمون کرد و بعد گفت: حالا گرفتم، به من بدین هر چقدر که بخواین بهتون مژدگونی می.دم. بهم برخورد و گفتم: آقا شما راجب من چی فکر کردین امن به ایشون بدهکارم هستم _خب حالا چرا عصبانی میشین؟ من که حرف بدی نزدم_شما باید بهشون زنگ بزنین بگین هرچه زودتر بیان.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
شایان ابتکار، پزشک داروساز و رئیس شرکت nostrum، بارِ یک تاریخچهٔ تلخ را به دوش می‌کشد؛ تاریخچه‌ای که کم‌کم برای دیگران روشن می‌شود. او تصمیم می‌گیرد آن گذشته را به‌عنوان ابزاری علیه مستانه به‌کار ببرد — مستانه‌ای که انگشت اتهامِ سیاه‌شدنِ روزهای او را به سوی خود گرفته است. ولی آنچه شایان پیش‌بینی نمی‌کند این است که انتقامش نه تنها خودش بلکه عزیزانش را هم در چنگال خودش گرفتار خواهد کرد و قیمت سنگینی می‌طلبد.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: کرشمه
  • ژانر: عاشقانه،معمایی، انتقامی، اجتماعی
  • نویسنده: صبا کرماجانی، پردیس صادقی، مریم فتاحی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 760
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!