دانلود رمان عشق یوسف

30,000 تومان

پرویز ربانی قبلاً وقتی یوسف برای آیدا خواستگاری اومده بود، محکم جوابش رو رد کرده. خودش هم خبر نداره که آیدا و یوسف عاشق هم شدن و یه مدتیه یواشکی با هم در ارتباطن و همدیگه رو می‌بینن. آیدا دانشجوی مامایی تو بابله و یوسف هر هفته راهی بابل می‌شه تا ببینتش.

توضیحات

دانلود رمان عشق یوسف نوشته نویسنده نازنین 87 pdf بدون سانسور

عنوان اثر: عشق یوسف

پدید آورنده: نازنین87

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 470

معرفی رمان عشق یوسف

پرویز ربانی قبلاً وقتی یوسف برای آیدا خواستگاری اومده بود، محکم جوابش رو رد کرده. خودش هم خبر نداره که آیدا و یوسف عاشق هم شدن و یه مدتیه یواشکی با هم در ارتباطن و همدیگه رو می‌بینن. آیدا دانشجوی مامایی تو بابله و یوسف هر هفته راهی بابل می‌شه تا ببینتش.

بخشی از رمان عشق یوسف

آیدا اشک هایش را پاک کرد. گرچه گریه میکرد اما توی صورتش نشانه ای از غم و ناراحتی نبود. اخم کرده و شاکی به یوسف نگاه میکرد که صندلی میز ناهارخوری را آورد و کشید رو به روی آیدا همان طور که با صندلی به جانبش می آمد گفت: من چی هستم؟ شکاک و سادیسمی؟ تو ده کوره بابات اینا به آدم غیرتی می گن شکاک؟! نشست و به چهره ی آیدا زل زد و با خشونت گفت: ببین این طوری به من نگاه نکن آیدا می زنم خودم رو میکشم ها مگه یزید جلوت نشسته این طوری به من زل زدی؟ آیدا با حرص دندان‌ هایش را به هم فشرد و گفت: واسه چی دستت این قدر هرز می ره من با این اخلاقای گندت جای اینکه عاشقت باشم ازت میترسم لعنتی چطور روزی که با هم دوست شدیم این قدر قاطی نبودی؟! هر کی غیرتیه باید بزنه توی گوش عشقش نخواستم بابا. یوسف خواست حرف بزند که آیدا داد زد آره من دوستت دارم و عاشقتم اما یه چیزی ته قلبم…

یه ترسی از توئه که نمی ذاره عاشقت.یوسف وسط حرفش پرید و گفت: چرت نگو دیگه عاشق منی اما یه ترسی نمی ذاره عاشقم باشی این قدر واسه من شهین مهین نکن بابا میگم این چه سر و وضعیه که رفتی بیرون یعنی اگه من سر زده نمیومدم تو میگفتی کدوم گوری رفتی نه شب؟ آیدا جیغ زد: مگه کجا بودم روانی ساندویچی سر کوچه این کجاش اشکال داره؟ یوسف جلو کشید و انگشتش را روی گونه ی آیدا فشرد._ببین داد و قال نکن دروغ گفتی آقا دروغ گفتی قرار بود شب دیر وقت جایی نری رفتی شکاک و سادیسمیم کردی میدونی من بدم میاد هی میگی نمی‌خوام باز میگی چی رو نمی خوای؟ هان بگم که خوردم گفتم عاشقت شدم ولم میکنی تا من گفتم فلانی عاشقتم بدون تو می میرم تو شروع کردی به گربه رقصونی هی داری منو عذاب می دی. آیدا با همان حرص داد کشید عوضی من که همیشه بهت گفتم دوستت…یوسف با همان لحن لات منشانه ی همیشگی صورتش را مچاله کرد

و گفت جمش کن بابا عشق من کجا عروسک بازی تو با من کجا من خرم میدونی خرم از اون روزی که تو فهمیدی جایگاهت واسه من چیه شدم عروسکت من روانیم ،آقا روانی اما تو بیچارم کردی و خوب بلدی‌ بسوزونیم بذاری به گوشه. آیدا از زور گفتن های بی منطق یوسف گاهی اوقات خنده اش می گرفت._خره واسه یه ساندویج خریدن ببین چه طوری من و خودت رو داری خل می کنی.آیدا مسخره بازی در نیار شب که میخوری میری بیرون من این مانتوت رو جر میدم که صد بار گفتم نپوش و همیشه هم تنته بگو اسکل گیر آوردی دیگه و یکی هست باهاش بازی کنم به خری هست که اسمش یوسفه.آیدا نیشخندی زد و گفت: به اسم عشق هر کاری می خوای با من می کنی؛ من باید واسه بیرون رفتن مانتو پوشیدن یا هر کاری از …_آره باید از من اجازه بگیری باید …. نمی فهمی اون که سرت داد میزنه صلاحت رو می خواد و دلش برات میتپه…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
پرویز ربانی قبلاً وقتی یوسف برای آیدا خواستگاری اومده بود، محکم جوابش رو رد کرده. خودش هم خبر نداره که آیدا و یوسف عاشق هم شدن و یه مدتیه یواشکی با هم در ارتباطن و همدیگه رو می‌بینن. آیدا دانشجوی مامایی تو بابله و یوسف هر هفته راهی بابل می‌شه تا ببینتش.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: عشق یوسف
  • ژانر: عاشقانه، بزرگسال
  • نویسنده: نازنین87
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 470
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!