توضیحات
دانلود رمان شیطان یا فرشته نوشته نویسنده الکسا ریلی pdf بدون سانسور
عنوان اثر: شیطان یا فرشته
پدید آورنده: الکسا ریلی
زبان نگارش: فارسی
شمارگان صفحات: 139
معرفی رمان شیطان یا فرشته
وقتی بدهی برادرش پای کلودیا رو وسط میکشه، اون تصمیم میگیره خودش رو تسلیم آرون کنه؛ مردی قمارباز، خطرناک و رئیس یک باند گنگستری. اما پشت این معامله سرد، احساسی در حال شکلگیریه که هیچکدوم انتظارش رو نداشتن.
بخشی از رمان شیطان یا فرشته
به جعبه هایی که در طول بلندای دیوار زیرزمین با دکوراسیون کریسمس پر شده بودن خیره شدم. تقریبا به مدت یک ساعتی اینجا نشستم و حالا دارم سعی میکنم بلند شم و این کارو انجام بدم. هر سال من و مامان بزرگ با هم اونا رو بیروم میگذاشتیم ولی این اولین باره که از وقتی اون مرده من تنها باهاش مواجه میشم و حتی با وجود این به خودم گفتم که من سنتهایی که نمی تونم رو حفظ میکنم. قبل از اینکه باسنم رو روی پله ها بزارم تا نیمه ی راه تا پایین پله ها بردمشون و حالا از اینکه پیش تر برم ناتوانم اشکم رو با علم بر این که میدونم اون الان جاییه که همیشه میخواسته باشه پاک کردم اون و پدر بزرگ الان دوباره کناره همن آرزوم بود که ای کاش با پدربزرگ آشنا شده بودم؛ چون جوری که اون همیشه درباره ی عشقشون بهم میگفت خیلی خوب بود. هنوزم میتونستم توی چشماش ببینم که وقتی درباره ی اون حرف میزد جوری که نیمه ی گمشده ی هم بودن و اینکه بعد از فوت شدنش دیگه عاشق کس دیگه ای نشد و میگفت اون تا ابد فقط متعلق به اونه.
بلند میشم میدونم که نمیتونم امروز انجامش بدم شاید فردا بتونم جعبه ها رو ببرم بالای پله ها مراسم شکرگذاری به اندازه ی کافی سخت بوده و نمیخوام به چیز دیگه ای این وسط فکر کنم در زیر زمین رو می بندم و به موبایلم که روی میز کوچیک آشپزخونه ست نگاه می کنم. ای کاش می تونستم خیلی چیزا رو دور بندازم متنفرم از اینکه احساسی مخلوط از اضطراب و هیجان دارم نمیدونم برادرم ازم میخواد این کار رو انجام بدم یا مردی که براش کار میکنه. وقتی برادرم موبایل قدیمی رو بهم داد هیچوقت فکر نمیکردم که انقدر کار داشته باشه وقتی برش میدارم میبینم که یک صندوق ورودی پر از پیام های متنی و تماس های از دست رفته از برایان کارتر دارم چرا اون سعی میکنه با من صحبت کنه؟ من کاری که قرار بود انجام بدم رو انجام دادم و تا زمانی که برادرم از من بخواد کار دیگه ای انجام بدم بیکارم من با آدمهایی که برادرم باهاشون کار می کنه قاطی نمیشم مهم نیست که این به مورد چقدر وسوسه انگیز باشه.
من تمام پیام ها رو پاک میکنم و قبل از اینکه دوباره سر جاش بگذارم گوشیم رو روی حالت بی صدا میذارم تا الان شاید برایان فهمیده که من کسی نبودم که برای د برایان فهمی تحویل نقشه های ساختمان باید ملاقات میکرد. کنم، چون هرچه نمیدونم چرا برادرم خودش این کار رو نکرد من سؤال نمیکنم چون هرچی کمتر بدونم بهتره اون همیشه من رو رو مجبور به انجام عجیب ترین خواسته هاش میکنه و من فقط قبول میکنم این کار ساده به نظر میرسید اما من انتظار نداشتم که برایان کارتر چیزی شبیه جرقه در درون من ایجاد کنه این باعث ناراحتیم شد و من بهش اجازه دادم که از روی رفتار سرد و مخالفت هام باهاش این موضوع رو بفهمهمن میخواستم اونو از خودم دور کنم تا شاید احساساتی که در من بوجود اومده همزمان با خودش ازم دور بشه تا الان که نتیجه نداده. من از اینکه همش از دستوراتش پیروی کنم خسته شدم اما چه انتخابی دارم؟ برادرم مطمئنه که نه راه دیگه و نه جای دیگه ای رو دارم. من به اطراف خونه قدیمی مادر بزرگ نگاه میکنم و به تمام خاطراتی که در اینجا ذخیره شده فکر میکنم.









