دانلود رمان شادمانه

50,000 تومان

سفر نوا از آلمان به ایران، نه تنها برای رساندن امانتی به بهارین، که سفری برای کشف احساسات repressed شده خودش نیز هست. با همراهی دوستانش (حریر، دیدار و فرانک)، او با مردی آشنا میشود که تمام معیارهای منطقی گذشتهاش را به چالش میکشد. در سوی دیگر داستان، بهارین درگیر رابطه مجازی پیچیدهای با عارف است که با سکوت مرموز او به بحران تبدیل شده است.

توضیحات

دانلود رمان شادمانه نوشته نویسنده ف صفایی فرد pdf بدون سانسور

عنوان اثر: شادمانه

پدید آورنده: ف صفایی فرد

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 977

معرفی رمان شادمانه

سفر نوا از آلمان به ایران، نه تنها برای رساندن امانتی به بهارین، که سفری برای کشف احساسات repressed شده خودش نیز هست. با همراهی دوستانش (حریر، دیدار و فرانک)، او با مردی آشنا میشود که تمام معیارهای منطقی گذشتهاش را به چالش میکشد. در سوی دیگر داستان، بهارین درگیر رابطه مجازی پیچیدهای با عارف است که با سکوت مرموز او به بحران تبدیل شده است.

بخشی از رمان شادمانه

پخش را لمس کرد و باز صدای ستار در ماشین پیچید.البته این بار در پس زمینه ی صدای حریر به سختی شنیده می شد نوا سرش را تکانی داد و حواسش را به خیابان داد تا در صورت نیاز بتواند هشداری به موقع به حریر بدهد. چند سال دوری چشم هایش را به خیره شدن و خیره ماندن ترغیب میکرد به مقایسه و تجدید خاطره در نتیجه خیلی هم نتوانست هوشیار بماند و همین که سالم به مقصد رسیدند خدا را شکر کرد و از ماشین پیاده شد. بیرون کافه شلوغ بود شلوغ تر از تصویری چند سال پیش در ذهنش مانده بود. تفاوت دیگری هم بود؛ طراحی فضای سبزی که حریر برای ورودی کافه هم انجام داده بود که عکسهایش را قبلا دیده بود. یاد غیبت های صغرا و کبرای حریر و سرزدن هایشان به نیابت از او به اینجا، لبخندی روی صورتش آورد و صدای حریر از پشت سر حواسش را به زمان حال برگرداند.

-ای وای مرد زندگی چرا سر کار نیستی پس؟نوا برگشت و آزاد را دید که از روبه رو می آمد. از بس حریر عکس های دو نفره شان را برایش فرستاده بود اصلا با تغییراتش که خیلی هم نبودند غریبه نبود آزاد هنوز همان آدمی بود که برای همه یک تصویر بیرونی تودار و عنق داشت و فقط در مواجهه با حریر میشد . یک آدم دیگر مثل همین حالا که چشم هایش جز حریر نمی دید و گوشش جز صدایش را نمی شنید. نوا داشت توی ذهنش روزی را دوره میکرد که حریر گریان را با خودش به اینجا آورده بود تا قبل از دستگیر شدن توسط حدید بتواند از آزاد خداحافظی کند.-شارژرم تو سوئیت جامونده بود.حریر نیم چرخی زد و دستش را سمت نوا گرفت- ببین آزاد اقاجونم اومده.آزاد با حسی از تردید مسیر دست حریر را دنبال کرد و به نوا رسید. ابروهایش که بالا رفتند نوا به طرفشان برگشت. حتی به پیروز هم خبر سفرش به ایران را نداده بود.

چند ساعت پیش نیمه های شب به خانه رسیده و کلید بی استفاده مانده ی این پنج سال را در قفل در فروکرده بود بعد هم با خانواده ی کاشف روبه رو شده بود. اولین آشنایانی که بعد از چند سال از نزدیک دیده بود.دیدن دوقلوها حس خوبی داشت. مخصوصاً که خاطرات شب زایمان مادرشان خیلی خوب توی ذهنش مانده بود. پسرک خواب آلود و چسبیده به ناز آفرین بود و دخترک پرانرژی و مشغول بازی با بادکنک قرمزش.فقط چند ثانیه طول کشیده بود تا سیاوش و ناز آفرین را بشناسند و اولین دیدار به لطف جشن تولد هم نوا را برادرزاده های آقای کاشف اتفاق افتاده بود که باعث شده بود آنها آن وقت شب به خانه برگردند.نوا و آزاد با هم دست دادند.-رسیدن بخیر چه بی خبر- ممنون، شد دیگه.-آره آقاجون نامرد به هیچکس نگفته بود.نوا در جواب اعتراض حریر گفت:- خبر دادم بهت دیگه…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سفر نوا از آلمان به ایران، نه تنها برای رساندن امانتی به بهارین، که سفری برای کشف احساسات repressed شده خودش نیز هست. با همراهی دوستانش (حریر، دیدار و فرانک)، او با مردی آشنا میشود که تمام معیارهای منطقی گذشتهاش را به چالش میکشد. در سوی دیگر داستان، بهارین درگیر رابطه مجازی پیچیدهای با عارف است که با سکوت مرموز او به بحران تبدیل شده است.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شادمانه
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: ف صفایی فرد
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 977
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!