دانلود رمان سونامی

تماس بگیرید

رضا رستگار، کارخانه‌داری شناخته‌شده، ناگهان با اتهام ساخت داروهای تقلبی از صحنه کنار زده می‌شود؛ حذف‌شدنی که بیش از حد مرموز است. با مرگ او، وفا از سایه بیرون می‌آید؛ دختری که خشم فروخورده‌اش آرام نمی‌گیرد. او بی‌پشتوانه اما با وقاری زنانه، قدم در مسیری می‌گذارد که هدفش تنها یک چیز است: بازگرداندن اعتبار ازدست‌رفته‌ی پدر. وفا روبه‌روی مردی می‌ایستد که گمان می‌کند همه‌کاره‌ی این بازی است. اما آیا واقعاً او مهره‌ی اصلی است؟

 

توضیحات

دانلود رمان سونامی نوشته نویسنده عادله حسینی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: سونامی

پدید آورنده: عادله حسینی

زبان نگارش: فارسی

شمارگان صفحات: 907

معرفی رمان سونامی

رضا رستگار، کارخانه‌داری شناخته‌شده، ناگهان با اتهام ساخت داروهای تقلبی از صحنه کنار زده می‌شود؛ حذف‌شدنی که بیش از حد مرموز است. با مرگ او، وفا از سایه بیرون می‌آید؛ دختری که خشم فروخورده‌اش آرام نمی‌گیرد. او بی‌پشتوانه اما با وقاری زنانه، قدم در مسیری می‌گذارد که هدفش تنها یک چیز است: بازگرداندن اعتبار ازدست‌رفته‌ی پدر. وفا روبه‌روی مردی می‌ایستد که گمان می‌کند همه‌کاره‌ی این بازی است. اما آیا واقعاً او مهره‌ی اصلی است؟

بخشی از رمان سونامی

از خستگی روی پا بند نیست روز شلوغی را گذرانده و ترافیک وحشتناک این ساعت از شب خستگی اش را چند برابر کرده ماشین را وارد پارکینگ برج میکند پارک میکند و حس میکند که چقدر فاصله ی ماشین تا آسانسور پارکینگ زیاد به نظر میرسد ساختمان این برج به شکلی طراحی شده که برای ورود به برج باید از در شمالی و اصلی برج وارد لابی شد. این در که از سمت جنوب ساختمان طراحی شده مختص پارکینگ و ساکنان خود برج است در اصل احتیاجی نیست که بعد از پارک کردن ماشین محوطه ی بزرگ برج را دور زد و از لابی وارد شد. به لطف آسانسورهای تعبیه شده در پارکینگ این مسیر کوتاه شده است. با این امید که کسی داخل آسانسور نباشد و مجبور به احوالپرسی نشود خودش را به اتاقک آسانسور میرساند و از داخل آینه چهره ی خسته اش را از نظر میگذراند امیدوار است که فضای خانه به اندازه ی ترافیک تهران برای خسته کردنش کمر همت نبسته باشد.

وارد خانه می‌شود کفش هایش را با روفرشی های رنگی رنگی اش عوض می‌کنم از همان جان با ته مانده ی انرژی اش صدا می کند_حاج رضا کجایی؟ بیا ببین چه هنرمندی از راه رسیده. صدای پدرش را از سمت آشپزخانه می شنود_خانم هنرمند وقتی داری از سالن رد میشی یه نگاه به ساعت ایستاده کنار سالن بکن. _خودم دارم خوبشو دارم از نوع مچی ولی تازه داره ساعت نه و نیمو نشون میده ها. صدای خنده ی بدون انرژی رضا بلند می شود_روی زیادت اصلا به من نرفته. _به مامان میگم چی پشت سرش گفتی قبلا هم بهت گفتم من دهنم لقه هر حرفی و جلوم نزن. و باز هم صدای خنده ی رضا. آشپزخانه ی مجهز خانه با چهار پله از سطح سالن جدا می شود و از سمت دیگر سالن با پله های مارپیچ به طبقه ی بالا و اتاق های خواب می رسد .چهار پله را بالا میرود و همزمان می گوید: بوی استیکت نمیاد جناب فکر کنم دیشب سر استیک امشب به دست شطرنج زدی و بعدم در کمال فضاحت باختی.

رضا در حالیکه ماگ قهوه اش را زیر شیر قهوه جوش قرار می دهد از روی شانه به عقب نگاهی می انداز _هر وقت مردونه بازی کردی بیا دنبال استیک من فقط یه لحظه پاشدم جواب تماس معتمد رو بدم واقعا با چه سرعتی مهره ها رو جا به جا کردی؟ کوله اش را روی میز نهارخوری دوازده نفره رها میکند و به سمت رضا می رود. چه خوب که امشب قرار نیست پدرش با روحیه ای به خرابی شب های قبل شبش را بگذراند.جر زنی هم یه بخشی از بازیه که اتفاقا حرفه ای بودن توش خودش یه هنره. رضا ماگ قهوه در دست به سمتش می چرخد تکیه اش را به کابینت می دهد. چهره ی خسته اش از نمایشی که تا حالا برپا کرده رونمایی می کند نمایش خوب بودن_خانم هنرمند اینا رو ول کن از هنرهای امروزت بگو نمایشگاه شلوغ شد؟ استقبال خوب بود؟ نگاهش را از و روی چشمان خسته پدرش بر میدارد برعکس هر شب سفیدی های شقیقه اش را هم چک نمیکند امشب بیش از حد خسته است.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
رضا رستگار، کارخانه‌داری شناخته‌شده، ناگهان با اتهام ساخت داروهای تقلبی از صحنه کنار زده می‌شود؛ حذف‌شدنی که بیش از حد مرموز است. با مرگ او، وفا از سایه بیرون می‌آید؛ دختری که خشم فروخورده‌اش آرام نمی‌گیرد. او بی‌پشتوانه اما با وقاری زنانه، قدم در مسیری می‌گذارد که هدفش تنها یک چیز است: بازگرداندن اعتبار ازدست‌رفته‌ی پدر. وفا روبه‌روی مردی می‌ایستد که گمان می‌کند همه‌کاره‌ی این بازی است. اما آیا واقعاً او مهره‌ی اصلی است؟  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: سونامی
  • ژانر: عاشقانه، جنایی
  • نویسنده: عادله حسینی
  • ویراستار: نگاه دانلود
  • تعداد صفحات: 907
  • منبع تایپ: dlnegah.com
لینک های دانلود
لینک کوتاه:
دیگر آثار
موضوعات
ورود کاربران

درباره ما
نگاه دانلود
توضیح کوتاه درباره ما
آخرین نظرات
  • هانیسلام من نویسنده این رمان هستم و درخواست حذف آن را دارم....
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نگاه دانلود " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!